تخم وفا و مهر در این کهنه کشته زار

تخم وفا و مهر در این کهنه کشته زار آن گه عیان شود که بود موسم درو

گوشوار زر و لعل ار چه گران دارد گوش

گوشوار زر و لعل ار چه گران دارد گوش دور خوبی گذران است نصیحت بشنو

آتش زهد و ریا خرمن دین خواهد سوخت

آتش زهد و ریا خرمن دین خواهد سوخت حافظ این خرقه پشمینه بینداز و برو

در اوج ناز و نعمتی ای پادشاه حسن

در اوج ناز و نعمتی ای پادشاه حسن یا رب مباد تا به قیامت زوال تو

صحن سرای دیده بشستم ولی چه سود

صحن سرای دیده بشستم ولی چه سود کاین گوشه نیست درخور خیل خیال تو

آرام و خواب خلق جهان را سبب تویی

آرام و خواب خلق جهان را سبب تویی زان شد کنار دیده و دل تکیه گاه تو

جلوه گاه طایر اقبال باشد هر کجا

جلوه گاه طایر اقبال باشد هر کجا سایه اندازد همای چتر گردون سای تو

با هر ستاره ای سر و کار است هر شبم

با هر ستاره ای سر و کار است هر شبم از حسرت فروغ رخ همچو ماه تو

ای گل خوش نسیم من بلبل خویش را مسوز

ای گل خوش نسیم من بلبل خویش را مسوز کز سر صدق می کند شب همه شب دعای تو

تاب بنفشه می دهد طره مشک سای تو

تاب بنفشه می دهد طره مشک سای تو پرده غنچه می درد خنده دلگشای تو