مسیر جاری :
چون شاه سوی تخت سرافراز آمد
پیرامن او بخت بهپرواز آمد
آن روز ز تخت شاهی آواز آمد
کامروز مسیح از آسمان باز آمد
چون رخ بگشاد آن نگار دلبند
جای صلوات باشد و جای سپند
احسنت زند ستاره از چرخ بلند
آن مادر راکه چون تو زاید فرزند
سلطان علم عدل به هر عالم زد
درکشور روم عالمی بر هم زد
هر دم ز قیاس عیسی مریم زد
نگذاشت که نیز هیچ کافر دم زد
من با تو بتا نفس نمییارم زد
در موکب تو جرس نمییارم زد
جان میدهم و نفس نمییارم زد
دست از تو به هیچکس نمییارم زد
چون شاه سرای پرده بر هامون زد
از دجله و نیل خیمه تا جیحون زد
چون بارهٔ تازی از میان بیرون زد
کیمخت زمین ز گَرد بر گردون زد
جانی که ز مهر توست نقصان نبرد
دردی که ز کین توست درمان نبرد
هرکس که تو را به طوع فرمان نبرد
گر عالم جان شود ز تو جان نبرد
تا عصمت ایزدت نکوخواه نکرد
توقیع تو اِعتَصَمت بِالله نکرد
هرگز ستمی بر دل تو راه نکرد
ایزد به غلط تو را شهنشاه نکرد
ایزد که بنای دولتت عالی کرد
نگذاشت که خصم با تو محتالی کرد
گر خصم نکرد دل ز کینت خالی
اندیشهٔ تو جهان ازو خالی کرد
چون شاه جهان کمان کشیدن گیرد
پیروزی از آسمان رسیدن گیرد
هر تیر کز آن کمان پریدن گیرد
صبحی دگر از ظفر دمیدن گیرد
هر تیر که شاه تیر گیر اندازد
گویی که ز گردون اثیر اندازد
دشمن ز نهیب او چو تیر اندازد
گویی که ز چنبران ابه زیرا اندازد
گروه بندی
تازه های پیامک
ویژه نامه ها
بیشترین بازدید هفته
اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من
دل من داند و من دانم و دل داند و من
خاک...
«كارگران و عناصر فني، كيفيت صنعتي را تا آنجا كه به دقت و دلسوزي در كار...
ازدواج کتابي است که فصل اول آن به نظم است و بقيه ي فصول به نثر. «پورلي...
هر چه از خوبیها و بدیها برای یک ملتی تحقق پیدا می کند: وابستگی یا استقلال،...
پیام تربیتی
«اگر دنياي اسلام با ظرفيتهاي فراواني كه دارد، سر و ساماني به اقتصاد خود...
دلت شاد و لبت خندان بماند
برایت عمرجاویدان بماند
خدارا میدهم سوگند برعشق
هرآن...
وقف يعني دل كندن وبريدن از تمناي نفس، اميد به خدا داشتن و وقف خدا شدن.
از دست غیبت تو شکایت نمی کنم
نداند آنکه درآورد دوستان از پای