مسیر جاری :
حیرت همه در درنگ و سنگ تو بود
نصرت همه در شتاب و جنگ تو بود
تا پرّ عقاب بر خدنگ تو بود
دشمن چو کبوتری به چنگ تو بود
هرکس که سزای افسر وگاه بود
خدمتگر این خدمت درگاه بود
در روی زمین اگر بسی شاه بود
شاه همه سنجر ملکشاه بود
هر بزم که کردی همه بهروزی بود
کار تو نشاط و مجلس افروزی بود
هر رزم که کردی همه پیروزی بود
هرچ آن دگری خواست تو را روزی بود
دجله ملکا زمان زمان بفزاید
تا با تو به جود اخویشا پهلو ساید
چون دجله هزار اگر تو را پیش آید
در جنب دل تو قطرهای ننماید
هر شب که رهی فال ز روی تو زند
مرغی شود و بال به سوی تو زند
هر نعره که پاسبان کوی تو زند
گوییکه زجان مهرجوی تو زند
ترکان ملک با خرد و باهوشند
حور شَبَه زلف و دیو آهن پوشند
دیوند چو روز رزم جان را کوشند
حورند چو پیش تخت شه مینوشند
خصمان ملک چو جغد در ویرانند
دایم همه را همچو مگس میرانند
خود را چو همای از چه قِبَل میدانند
کز چشم چو سیمرغ همی پنهانند
گر بر فلک از تاجوران راه کنند
وز قدرت و قدر دست بر ماه کنند
ور دست فلک ز دهر کوتاه کنند
آخر همه خطبه بر ملکشاه کنند
ای شاه تورا ماه نگین خواهد بود
زیرِ قدمت ملک زمین خواهد بود
ملک تو ز روم تا به چین خواهد بود
ما فال زدیم و همچنین خواهد بود
تیراندازان همه گرو در بستند
بردند گمان که با ملک همدستند
آخر همه عاجز و خجل بنشستند
وز شرم ملک تیر و کمان بشکستند
گروه بندی
تازه های پیامک
ویژه نامه ها
بیشترین بازدید هفته
اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من
دل من داند و من دانم و دل داند و من
خاک...
«كارگران و عناصر فني، كيفيت صنعتي را تا آنجا كه به دقت و دلسوزي در كار...
ازدواج کتابي است که فصل اول آن به نظم است و بقيه ي فصول به نثر. «پورلي...
هر چه از خوبیها و بدیها برای یک ملتی تحقق پیدا می کند: وابستگی یا استقلال،...
پیام تربیتی
«اگر دنياي اسلام با ظرفيتهاي فراواني كه دارد، سر و ساماني به اقتصاد خود...
دلت شاد و لبت خندان بماند
برایت عمرجاویدان بماند
خدارا میدهم سوگند برعشق
هرآن...
وقف يعني دل كندن وبريدن از تمناي نفس، اميد به خدا داشتن و وقف خدا شدن.
نداند آنکه درآورد دوستان از پای
از دست غیبت تو شکایت نمی کنم