مسیر جاری :
زان روی که روز وصل آن در خوشاب
در خواب شبی بر آتشم ریزد آب
با دل همه روزم این سؤالست و جواب
کاخر شبی آن روز ببینم در خواب
آن شد که به نزدیک من ای در خوشاب
دشنام ترا طال بقا بود جواب
جانا پس از این نبینی این نیز به خواب
بر آتش من زد سخن سرد تو آب
بوطالب نعمه ای سپهرت طالب
بر تابش آفتاب رایت غالب
در دور زمانه یادگاری نگذاشت
بهتر ز تو گوهری علی بوطالب
پیوسته حدیث من به گوشت بادا
قوتم ز لب شکر فروشت بادا
بیمن چو شراب ناب گیری در دست
شرمت بادا ولیک نوشت بادا
نه صبر به گوشهای نشاند ما را
نه عقل به کام دل رساند ما را
چون یار ز پیش میبراند ما را
کو مرگ که زین باز رهاند ما را
آورد زری عماد رازی بچه را
تا بنماید عمود رازی بچه را
رازی بچه هر شبی عمادالدین را
بردار کند چنان که غازی بچه را
ای هجر مگر نهایتی نیست ترا
وی وعدهٔ وصل غایتی نیست ترا
ای عشق مرا به صد هزاران زاری
کشتی و جز این کفایتی نیست ترا
این دل چو شب جوانی و راحت و تاب
از روی سپیدهدم برافکند نقاب
بیدار شو این باقی شب را دریاب
ای بس که بجویی و نیابیش به خواب
گفتم که به پایان رسد این درد و عنا
دستی بزند به شادمانی دل ما
دل گفت کدام صبر ما را و چه کام
ور غم سختست شادکامی ز کجا
بردار حجاب تا جمالش بینى
تا طلعت ذات بىمثالش بینى
خفّاش! ز جلد خویشتن بیرون آى
تا جلوه خورشیدِ جلالش بینى
گروه بندی
تازه های پیامک
ویژه نامه ها
بیشترین بازدید هفته
رشته هاي دوستي را هر کجا پاره شد پيوند زنيد و هر جا سست شد، محکم کنيد....
اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من
دل من داند و من دانم و دل داند و من
خاک...
فرزند كسي نميكند فرزندي، گر طوق طلا به گردنش بر بندي ! «ضرب المثل ايراني»
دلت شاد و لبت خندان بماند
برایت عمرجاویدان بماند
خدارا میدهم سوگند برعشق
هرآن...
ذکر دل بی قرار ما یا زهراست
رو به سوی تو نمودم که پناهم بدهی
بعد از سه روز جسم عزیزش کفن نداشت
بود صحبت احمق آزار جان
مبادا تو را تيره سازد، روان
مكن رنجه خود...
ای پناه اهل محشر عید میلادت مبارک
شایسته است گر تو سر حرف وا کنی