ما یافته ایم آنچه ما یافته ایم گم کردهٔ خود را به خدا یافته ایم گنجی که نیافت هیچکس در عالم وایافته ایم نیک وایافته ایم

بنشین به در خلوت دل ای کامل مگذار که غیر او درآید در دل زیرا که اگر غیر در آید به وثاق آسان تو ، دشوار شود حل مشکل

در ملک یگانگی دوئی را چه محل با حضرت او من و توئی را چه محل آنجا که کلام شاه ترکستانست هندو و حدیث هندوئی را چه محل

تا با غم عشق او هم آواز شدم صد بار زیاده بر عدم باز شدم ز آن راه عدم نیز بسی پیمودم رازی بودم کنون همه راز شدم

در کوی خرابات بسی کوشیدیم تا جمله شراب میکده نوشیدیم تا رهبر رندان جهانی باشیم رندانه قبای عاشقی پوشیدیم

رفتم به خرابات و خراب افتادم توبه بشکستم به شراب افتادم راهی بردم به چشمهٔ آب حیات تشنه به دم روان در آب افتادم

ترسان ترسان همی روم بر اثرش پرسان پرسان ز خلق عالم خبرش آسان آسان اگر بیابم وصلش بوسان بوسان لب من و خاک درش

گر معنی تنزیل بداند حافظ تنزیل به عشق دل بخواند حافظ او کرد نزول ما ترقی کردیم تحقیق کجا چنین تواند حافظ

معشوق یکی عشق یکی عاشق یک این هر دو یکی و در یکی نبود شک یک ذات و صفات صد هزارش می دان یک صد باشد به اعتباری صد یک

مفعول یکی فعل یکی فاعل یک ما راست یقین اگر تو را باشد شک بردار حجات تا نمائی به حجاب دریاب نصیحتی که گفتم نیکک