ياد باد آن شب که در مجلس خروش چنگ بود
ياد باد آن شب که در مجلس خروش چنگ بود شاعر : خواجوي کرماني مطربانرا عود بر ساز و دف اندر چنگ بود ياد باد آن شب که...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
دوشم وطن بجز در دير مغان نبود
دوشم وطن بجز در دير مغان نبود شاعر : خواجوي کرماني قوت روان من ز شراب مغانه بود دوشم وطن بجز در دير مغان نبود ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
بي گلبن وصلت بگلستان نتوان بود
بي گلبن وصلت بگلستان نتوان بود شاعر : خواجوي کرماني بي شمع جمالت بشبستان نتوان بود بي گلبن وصلت بگلستان نتوان بود...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ديشب همه منزل من کوي مغان بود
ديشب همه منزل من کوي مغان بود شاعر : خواجوي کرماني وز ناله‌ي من مرغ صراحي بفغان بود ديشب همه منزل من کوي مغان بود...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
بي رخ حور بجنت نفسي نتوان بود
بي رخ حور بجنت نفسي نتوان بود شاعر : خواجوي کرماني بر سر آتش سوزنده بسي نتوان بود بي رخ حور بجنت نفسي نتوان بود...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
آن زمان کز من دلسوخته آثار نبود
آن زمان کز من دلسوخته آثار نبود شاعر : خواجوي کرماني بجز از ورزش عشق تو مرا کار نبود آن زمان کز من دلسوخته آثار...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
آندم که نه شمع و نه لگن بود
آندم که نه شمع و نه لگن بود شاعر : خواجوي کرماني شمع دل من زبانه زن بود آندم که نه شمع و نه لگن بود دل فتنه يار...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
وفات به بود آنرا که در وفاي تو نبود
وفات به بود آنرا که در وفاي تو نبود شاعر : خواجوي کرماني که مبتلا بود آنکس که مبتلاي تو نبود وفات به بود آنرا که...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
مشنو که دل خسته‌ي ديوانه ما را
مشنو که دل خسته‌ي ديوانه ما را شاعر : خواجوي کرماني شوريدگي از سلسله‌ي موي تو نبود مشنو که دل خسته‌ي ديوانه ما را...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
دوش کز طوفان اشکم آب دريا رفته بود
دوش کز طوفان اشکم آب دريا رفته بود شاعر : خواجوي کرماني از گرستن ديده نتوانست يک ساعت غنود دوش کز طوفان اشکم آب...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ز آه و اشک ميگونم شبي تا روز در مجلس
ز آه و اشک ميگونم شبي تا روز در مجلس شاعر : خواجوي کرماني سماع ارغنوني و شراب ارغواني بود ز آه و اشک ميگونم شبي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
مرا وقتي نگاري خرگهي بود
مرا وقتي نگاري خرگهي بود شاعر : خواجوي کرماني که قدش غيرت سرو سهي بود مرا وقتي نگاري خرگهي بود نه از سيبش مرا...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
راستي را در سپاهان خوش بود آواز رود
راستي را در سپاهان خوش بود آواز رود شاعر : خواجوي کرماني در ميان باغ کاران يا کنار زنده رود راستي را در سپاهان خوش...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
نقش رويت بچه رو از دل پر خون برود
نقش رويت بچه رو از دل پر خون برود شاعر : خواجوي کرماني با خيال لبت از چشم چو جيحون برود نقش رويت بچه رو از دل پر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ترک تيرانداز من کز پيش لشکر مي‌رود
ترک تيرانداز من کز پيش لشکر مي‌رود شاعر : خواجوي کرماني دلربا مي‌آيدم در چشم و دلبر مي‌رود ترک تيرانداز من کز پيش...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
تشنه‌ي غنچه سيراب ترا آب چه سود
تشنه‌ي غنچه سيراب ترا آب چه سود شاعر : خواجوي کرماني مرده‌ي نرگس پر خواب ترا خواب چه سود تشنه‌ي غنچه سيراب ترا آب...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
باش تا روي تو خورشيد جهانتاب شود
باش تا روي تو خورشيد جهانتاب شود شاعر : خواجوي کرماني بشکر خنده عقيقت شکر ناب شود باش تا روي تو خورشيد جهانتاب شود...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
گر در مسجد نبندي سگ بمسجد در شود
گر در مسجد نبندي سگ بمسجد در شود شاعر : خواجوي کرماني از دو عالم دست کوته کن چو سرو آزاده‌وار گر در مسجد نبندي سگ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
هر کو نظر کند بتو صاحب‌نظر شود
هر کو نظر کند بتو صاحب‌نظر شود شاعر : خواجوي کرماني وانکش خبر شود ز غمت بيخبر شود هر کو نظر کند بتو صاحب‌نظر شود...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
بيا که بي سر زلفت مرا بسر نشود
بيا که بي سر زلفت مرا بسر نشود شاعر : خواجوي کرماني خيالت از سر پر شور من بدر نشود بيا که بي سر زلفت مرا بسر نشود...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390