اي پاي دل ز عشق تو در گل بمانده
اي پاي دل ز عشق تو در گل بمانده شاعر : عطار از ديده دور گشته و در دل بمانده اي پاي دل ز عشق تو در گل بمانده تو...
شنبه، 6 فروردين 1390
منم از عشق سرگردان بمانده
منم از عشق سرگردان بمانده شاعر : عطار چو مستي واله و حيران بمانده منم از عشق سرگردان بمانده جدا از صحبت ياران...
شنبه، 6 فروردين 1390
اي زلف تو دام ماه افکنده
اي زلف تو دام ماه افکنده شاعر : عطار ره بينان را ز راه افکنده اي زلف تو دام ماه افکنده در معرض صد گناه افکنده...
شنبه، 6 فروردين 1390
اي روي تو زهر سو رويي دگر نموده
اي روي تو زهر سو رويي دگر نموده شاعر : عطار لطف تو از کفي گل گنجي گهر نموده اي روي تو زهر سو رويي دگر نموده اما...
شنبه، 6 فروردين 1390
اي جان ما شرابي از جام تو کشيده
اي جان ما شرابي از جام تو کشيده شاعر : عطار سرمست اوفتاده دل از جهان بريده اي جان ما شرابي از جام تو کشيده تا...
شنبه، 6 فروردين 1390
اي گرد قمر خطي کشيده
اي گرد قمر خطي کشيده شاعر : عطار دل در خط تو ز جان بريده اي گرد قمر خطي کشيده هم خط تو پرده‌ها دريده هم زلف...
شنبه، 6 فروردين 1390
چون کشته شدم هزار باره
چون کشته شدم هزار باره شاعر : عطار بر من به چه مي‌کشي کناره چون کشته شدم هزار باره کشته که کشد هزار باره از...
شنبه، 6 فروردين 1390
جهان جمله تويي تو در جهان نه
جهان جمله تويي تو در جهان نه شاعر : عطار همه عالم تويي تو در ميان نه جهان جمله تويي تو در جهان نه همه در وي گم...
شنبه، 6 فروردين 1390
اي شکر با لب تو شيرين نه
اي شکر با لب تو شيرين نه شاعر : عطار پيش زلف تو مشک مشکين نه اي شکر با لب تو شيرين نه با همه کس وليک چندين نه...
شنبه، 6 فروردين 1390
اي راه تو بحر بي کرانه
اي راه تو بحر بي کرانه شاعر : عطار عشق تو نديم جاودانه اي راه تو بحر بي کرانه در سينه همي زند زبانه از عشق...
شنبه، 6 فروردين 1390
من کيم اندر جهان سرگشته‌اي
من کيم اندر جهان سرگشته‌اي شاعر : عطار در ميان خاک و خون آغشته‌اي من کيم اندر جهان سرگشته‌اي در نفاق خود ز حد...
شنبه، 6 فروردين 1390
دوش وقت صبح چون دل داده‌اي
دوش وقت صبح چون دل داده‌اي شاعر : عطار پيشم آمد مست ترسازاده‌اي دوش وقت صبح چون دل داده‌اي بي سر و پايي ز دست...
شنبه، 6 فروردين 1390
ماه را در مشک پنهان کرده‌اي
ماه را در مشک پنهان کرده‌اي شاعر : عطار مشک را بر مه پريشان کرده‌اي ماه را در مشک پنهان کرده‌اي بر جمال خويش...
شنبه، 6 فروردين 1390
مورچه‌ي قيرفام بر قمر آورده‌اي
مورچه‌ي قيرفام بر قمر آورده‌اي شاعر : عطار هندوي طوطي طعام بر شکر آورده‌اي مورچه‌ي قيرفام بر قمر آورده‌اي با...
شنبه، 6 فروردين 1390
اي که ز سوداي عشق بي سر و پا مانده‌اي
اي که ز سوداي عشق بي سر و پا مانده‌اي شاعر : عطار بر سر اين راه دور خفته چرا مانده‌اي اي که ز سوداي عشق بي سر و...
شنبه، 6 فروردين 1390
بوي زلفت در جهان افکنده‌اي
بوي زلفت در جهان افکنده‌اي شاعر : عطار خويشتن را بر کران افکنده‌اي بوي زلفت در جهان افکنده‌اي غلغلي اندر جهان...
شنبه، 6 فروردين 1390
بحري است عشق و عقل ازو برکناره‌اي
بحري است عشق و عقل ازو برکناره‌اي شاعر : عطار کار کنارگي نبود جز نظاره‌اي بحري است عشق و عقل ازو برکناره‌اي هرگز...
شنبه، 6 فروردين 1390
گر کسي يابد درين کو خانه‌اي
گر کسي يابد درين کو خانه‌اي شاعر : عطار هر دمش واجب بود شکرانه‌اي گر کسي يابد درين کو خانه‌اي هر بن مويش بود...
شنبه، 6 فروردين 1390
شعله زد شمع جمال او ز دولتخانه‌اي
شعله زد شمع جمال او ز دولتخانه‌اي شاعر : عطار گشت در هر دو جهان هر ذره‌اي پروانه‌اي شعله زد شمع جمال او ز دولتخانه‌اي...
شنبه، 6 فروردين 1390
آن را که نيست در دل ازين سر سکينه‌اي
آن را که نيست در دل ازين سر سکينه‌اي شاعر : عطار نبود کم از کم و بود از کم کمينه‌اي آن را که نيست در دل ازين سر...
شنبه، 6 فروردين 1390