حافظ شیرازی

فال حافظ

تفألی به دیوان حافظ شیرازی

فال حافظ
فال حافظ با دیوان حافظ در بین ایرانیان یک رسم عمومی است. دیوان شعر خواجه شمس الدین حافظ شیرازی از پر طرفدارترین کتبی است که در خانه هر ایرانی وجود دارد. ابتدا نیت کرده و سپس کلیک کنید ادامه ...

رسيد مژده که ايام غم نخواهد ماند

رسيد مژده که ايام غم نخواهد ماند
رسيد مژده که ايام غم نخواهد ماند چنان نماند چنين نيز هم نخواهد ماند من ار چه در نظر يار خاکسار شدم رقيب نيز چنين محترم نخواهد ماند ادامه ...

هر که شد محرم دل در حرم يار بماند

هر که شد محرم دل در حرم يار بماند
هر که شد محرم دل در حرم يار بماند وان که اين کار ندانست در انکار بماند اگر از پرده برون شد دل من عيب مکن شکر ايزد که نه در پرده پندار بماند ادامه ...

نه هر که چهره برافروخت دلبري داند

نه هر که چهره برافروخت دلبري داند
نه هر که چهره برافروخت دلبري داند نه هر که آينه سازد سکندري داند نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست کلاه داري و آيين سروري داند ادامه ...

سحرم دولت بيدار به بالين آمد

سحرم دولت بيدار به بالين آمد
سحرم دولت بيدار به بالين آمد گفت برخيز که آن خسرو شيرين آمد قدحي درکش و سرخوش به تماشا بخرام تا ببيني که نگارت به چه آيين آمد ادامه ...

مرا به رندي و عشق آن فضول عيب کند

مرا به رندي و عشق آن فضول عيب کند
که اعتراض بر اسرار علم غيب کند مرا به رندي و عشق آن فضول عيب کند که هر که بي‌هنر افتد نظر به عيب کند کمال سر محبت ببين نه نقص گناه ادامه ...

دلا بسوز که سوز تو کارها بکند

دلا بسوز که سوز تو کارها بکند
نياز نيم شبي دفع صد بلا بکند دلا بسوز که سوز تو کارها بکند که يک کرشمه تلافي صد جفا بکند عتاب يار پري چهره عاشقانه بکش ادامه ...

گر مي فروش حاجت رندان روا کند

گر مي فروش حاجت رندان روا کند
ايزد گنه ببخشد و دفع بلا کند گر مي فروش حاجت رندان روا کند غيرت نياورد که جهان پربلا کند ساقي به جام عدل بده باده تا گدا ادامه ...

نقدها را بود آيا که عياري گيرند

نقدها را بود آيا که عياري گيرند
تا همه صومعه داران پي کاري گيرند نقدها را بود آيا که عياري گيرند بگذارند و خم طره ياري گيرند مصلحت ديد من آن است که ياران همه کار ادامه ...

دوش ديدم که ملايک در ميخانه زدند

دوش ديدم که ملايک در ميخانه زدند
گل آدم بسرشتند و به پيمانه زدند دوش ديدم که ملايک در ميخانه زدند با من راه نشين باده مستانه زدند ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت ادامه ...

شرح دیوان حافظ
رواق منظر چشم من آشیانه ی توست

رواق-منظر-چشم-من-آشیانه-ی-توست ای یار! تو همیشه پیش چشم منی و من همیشه به یاد توام؛ خانه ی چشم من آشیانه و منزل توست؛ پس بزرگواری کن ادامه ...

یاد باد آنکه نهانت نظری با ما بود

یاد-باد-آنکه-نهانت-نظری-با-ما-بود یاد آن روزها به خیر باد که تو پنهانی به ما توجه و عنایت داشتی و نشانه ی این عشق و محبت تو بر چهره ی ما ادامه ...

نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر

نصیحتی-کنمت-بشنو-و-بهانه-مگیر پند و نصیحتی به تو می دهم، آن را بشنو و بهانه جویی مکن و هر آنچه نصیحت کننده ی دلسوز مهربان به تو می ادامه ...

صوفی گلی بچین و مرقّع به خار بخش

صوفی-گلی-بچین-و-مرقع-به-خار-بخش ای صوفی!از زندگی و زیبایی های آن لذت ببر و بهره ای داشته باش و این لباس پاره پاره ی نشان فقر و زهد را ادامه ...

در عهد پادشاه خطا بخش جرم پوش

در-عهد-پادشاه-خطا-بخش-جرم-پوش در روزگار پادشاهی که جرم و خطا را می پوشاند و گناه می خوردن را می بخشد، حافظ از ظرف بزرگی شاب می نوشد ادامه ...

من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم

من-که-باشم-که-بر-آن-خاطر-عاطر-گذرم من کیستم که بر آن خاطر معطّر و خوشبوی تو بگذرم؟!ای معشوق!ای کسی که خاک آستان تو مانند تاج سر من است!ای ادامه ...

گر دست رسد در سر زلفین تو بازم

گر-دست-رسد-در-سر-زلفین-تو-بازم ای یار!اگر بار دیگر دستم به زلف زیبا و دلربای تو برسد، چه سرهایی را چون گوی در میدان بازی عشق در برابر ادامه ...

دیدم به خواب دوش که ماهی بر آمدی

دیدم-به-خواب-دوش-که-ماهی-بر-آمدی دیشب در خواب دیدم که ماهی طلوع کرد که از انعکاس چهره ی درخشان او شب دوری و فراق به پایان رسید. ادامه ...

زین خوش رقم که بر گل رخسار می کشی

زین-خوش-رقم-که-بر-گل-رخسار-می-کشی ای معشوق! با این نقش و نگار زیبا که بر چهره چون گل خود می کشی، گویی بر صفحه گل و گلزار خط بطلان می کشی. ادامه ...

مِی خواه و گل افشان کن از دهر چه می جویی

می-خواه-و-گل-افشان-کن-از-دهر-چه-می-جویی پیاله ی شراب بخواه و باده بنوش؛ شاد باش و همه جا را گل باران کن؛ از سرنوشت و روزگار چه می خواهی؟ گل این ادامه ...