خیز تا خرقه صوفی به خرابات بریم
بیا تا خرقه ی صوفی ریاکار را برای تطهیر به میخانه ببریم و سخنان شطح آمیز صوفیانه را برای عرضه به بازار خرید و فروش خرافات ببریم؛ سخنان پر از...
چهارشنبه، 17 ارديبهشت 1393
بگذار تا ز شارع میخانه بگذریم
بگذار تا از گذرگاه میکده و آستان پیر مغان عبور کنیم، زیرا همه ی ما برای نوشیدن یک جرعه از شراب عشق و آگاهی از اسرار آن نیازمند این درگاه هستیم.
چهارشنبه، 17 ارديبهشت 1393
صلاح از ما چه می جویی که مستان را صلا گفتیم
از ما انتظار صلاح و تقوی و پرهیزکاری اهل ظاهر را نداشته باش، زیرا که ما مستان و عاشقان دیگر را هم به مجلس بزم خود دعوت کرده ایم و از وقتی که...
چهارشنبه، 17 ارديبهشت 1393
ما درسِ سحر در ره میخانه نهادیم
ما درس سحرگاهی قرآن و ورد نیمه شبی را فدای میکده و کوی می فروشان کردیم و آنچه را که از دعا و راز و نیاز نیم شب به دست آورده بودیم برای رسیدن...
چهارشنبه، 17 ارديبهشت 1393
ما ز یاران چشم یاری داشتیم
ما از دوستان انتظار و توقّع یاری کردن و وفاداری در دوستی داشتیم، ولی آنچه را که خیال می کردیم، اشتباه بود. از هیچ کس نباید توقع و انتظار داشت،...
چهارشنبه، 17 ارديبهشت 1393
خیز تا از در میخانه گشادی طلبیم
برخیز و بیا تا از میکده و خرابات و آستان پیر مغان، گشایشی برای کار خود طلب کنیم و از آنها یاری بخواهیم تا راز عالم معنا گشوده گردد. سر راه دوست...
چهارشنبه، 17 ارديبهشت 1393
ما بدین در نه پِی حِشمت و جاه آمده ایم
ما انسان ها به عرصه ی هستی و دنیا برای کسب مقام و جلال و شکوه نیامده ایم، بلکه از بخت بد در پی فریب خوردن و عصیان آدم و حوا از بهشت رانده شده...
چهارشنبه، 17 ارديبهشت 1393
فتوی پیر مغان دارم و قولی است قدیم
سخن و فتوایی قدیمی از مرشد و پیر خرابات به یاد دارم و آن اینکه:نوشیدن شراب در جایی که معشوق همدم و هم پیاله ی میگسار نیست، حرام است؛ در واقع...
چهارشنبه، 17 ارديبهشت 1393
عمری است تا به راه غمت رو نهاده ایم
دیر زمانی است که ما رندان و عاشقان، غم عشقت را پذیرفته ایم و به این راه رو آورده ایم و مردم را با دعوی و خودنمایی نمی فریبیم و ریاکاری را نیز...
چهارشنبه، 17 ارديبهشت 1393
دردم از یار است و درمان نیز هم
اینکه صاحب نظران و عاشقان می گویند:«آن»از جمال و زیبایی بالاتر است، یار ما هم آن جلوه و جمال وصف ناپذیر را دارد و هم کمال و هم جاذبه را.
سه‌شنبه، 16 ارديبهشت 1393
ما بی غمانِ مستِ دل از دست داده ایم
ما همان عاشقان و رندان مستی هستیم که غصّه ی این دنیا و جاه و مال آن را ندارند؛ اما داغدار دوستی و راستی و یار عشق و همدم جام باده ایم.
سه‌شنبه، 16 ارديبهشت 1393
گر ازین منزل ویران به سوی خانه روم
اگر از این مکان خراب و ویران به سوی خانه و کاشانه ی خود بروم، عاقل و فرزانه می شوم و دیگر دیوانگی نمی کنم که زادگاه خود را ترک کرده و به سوی...
سه‌شنبه، 16 ارديبهشت 1393
آن که پا مال جفا کرد چو خاک راهم
خاک پای آن کسی را که مرا چون خاک راه از روی ستم پایمال کرد و نابود ساخت، می بوسم و عذرخواهی هم می کنم و از قدم رنجه ی او که برای پایمال کردن...
سه‌شنبه، 16 ارديبهشت 1393
دیدار شد میسّر و بوس و کنار هم
من از بخت و اقبال خوب خود و هم از زمانه سپاس گزارم که سرانجام، دیدار معشوق و بوسیدن و در آغوش گرفتن او برایم میسر شد.
سه‌شنبه، 16 ارديبهشت 1393
خرّم آن روز کزین منزل ویران بروم
خوشا آن روزی که از این منزل ویران و خراب بروم و در کوی محبوب خود، آرامش خاطر و آسایش خیالی پیدا کنم. خوشا آن روزی که این دنیا را به سوی عالم...
سه‌شنبه، 16 ارديبهشت 1393
گرم از دست برخیز که با دلدار بنشینم
اگر این امکان برایم فراهم شود که با معشوق خود بنشینم و به وصالش برسم، از جام وصل او شراب می نوشم و مست می شوم؛ از گلزار عیش و شادی گل می چینم...
سه‌شنبه، 16 ارديبهشت 1393
در خرابات مغان نور خدا می بینم
در خرابات مغان (محفل رندان و آزادگان و عاشقان حقیقی)تجلی نور خدا را می بینم و چه شگفت انگیز است که چه نوری را از چه جایگاه و مکانی می بینم؛ از...
سه‌شنبه، 16 ارديبهشت 1393
غم زمانه که هیچش کران نمی بینم
برای رهایی از غم و اندوه بی پایان این روزگار، دوایی جز شراب سرخ ارغوانی نمی بینم. شراب عشق دوست، دوایی است برای رفع غم ها و ناراحتی های این دنیا.
سه‌شنبه، 16 ارديبهشت 1393
به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم
ای معشوق! با مژگان سیاه و زیبایت هزاران شکاف در دین و ایمان ظاهری ام ایجاد کردی و آنها را از من گرفتی؛ بیا تا به شکرانه ی خدمتی که در حق من نمودی،...
سه‌شنبه، 16 ارديبهشت 1393
حالیا مصلحت وقت در آن می بینم
اکنون صلاح وقت در این است که به میخانه نقل مکان کنم و در آنجا ساکن شوم و به عیش و شادی پرداخته و سرمست شوم و مستانه بنشینم.
سه‌شنبه، 16 ارديبهشت 1393