دو چشم مست تو برداشت رسم هشياري
دو چشم مست تو برداشت رسم هشياري شاعر : سعدي و گر نه فتنه نديدي به خواب بيداري دو چشم مست تو برداشت رسم هشياري ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
عمري به بوي ياري کرديم انتظاري
عمري به بوي ياري کرديم انتظاري شاعر : سعدي زان انتظار ما را نگشود هيچ کاري عمري به بوي ياري کرديم انتظاري وز...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
مرا دليست گرفتار عشق دلداري
مرا دليست گرفتار عشق دلداري شاعر : سعدي سمن بري صنمي گلرخي جفاکاري مرا دليست گرفتار عشق دلداري هنروري عجبي طرفه‌اي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
من از تو روي نپيچم گرم بيازاري
من از تو روي نپيچم گرم بيازاري شاعر : سعدي که خوش بود ز عزيزان تحمل خواري من از تو روي نپيچم گرم بيازاري حلال...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
نه تو گفتي که به جاي آرم و گفتم که نياري
نه تو گفتي که به جاي آرم و گفتم که نياري شاعر : سعدي عهد و پيمان و وفاداري و دلبندي و ياري نه تو گفتي که به جاي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اگر به تحفه جانان هزار جان آري
اگر به تحفه جانان هزار جان آري شاعر : سعدي محقرست نشايد که بر زبان آري اگر به تحفه جانان هزار جان آري که زر به...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
کس از اين نمک ندارد که تو اي غلام داري
کس از اين نمک ندارد که تو اي غلام داري شاعر : سعدي دل ريش عاشقان را نمکي تمام داري کس از اين نمک ندارد که تو اي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
حديث يا شکرست آن که در دهان داري
حديث يا شکرست آن که در دهان داري شاعر : سعدي دوم به لطف نگويم که در جهان داري حديث يا شکرست آن که در دهان داري ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
هرگز نبود سرو به بالا که تو داري
هرگز نبود سرو به بالا که تو داري شاعر : سعدي يا مه به صفاي رخ زيبا که تو داري هرگز نبود سرو به بالا که تو داري ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
تو اگر به حسن دعوي بکني گواه داري
تو اگر به حسن دعوي بکني گواه داري شاعر : سعدي که جمال سرو بستان و کمال ماه داري تو اگر به حسن دعوي بکني گواه داري...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اين چه رفتارست کاراميدن از من مي‌بري
اين چه رفتارست کاراميدن از من مي‌بري شاعر : سعدي هوشم از دل مي‌ربايي عقلم از تن مي‌بري اين چه رفتارست کاراميدن از...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
تو در کمند نيفتاده‌اي و معذوري
تو در کمند نيفتاده‌اي و معذوري شاعر : سعدي از آن به قوت بازوي خويش مغروري تو در کمند نيفتاده‌اي و معذوري ميسرت...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ما بي تو به دل برنزديم آب صبوري
ما بي تو به دل برنزديم آب صبوري شاعر : سعدي چون سنگ دلان دل بنهاديم به دوري ما بي تو به دل برنزديم آب صبوري گويي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
هر سلطنت که خواهي مي‌کن که دلپذيري
هر سلطنت که خواهي مي‌کن که دلپذيري شاعر : سعدي در دست خوبرويان دولت بود اسيري هر سلطنت که خواهي مي‌کن که دلپذيري...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اگر گلاله مشکين ز رخ براندازي
اگر گلاله مشکين ز رخ براندازي شاعر : سعدي کنند در قدمت عاشقان سراندازي اگر گلاله مشکين ز رخ براندازي نظاره کن...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اميدوارم اگر صد رهم بيندازي
اميدوارم اگر صد رهم بيندازي شاعر : سعدي که بار ديگرم از روي لطف بنوازي اميدوارم اگر صد رهم بيندازي ضرورتست که...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
تو خود به صحبت امثال ما نپردازي
تو خود به صحبت امثال ما نپردازي شاعر : سعدي نظر به حال پريشان ما نيندازي تو خود به صحبت امثال ما نپردازي که من...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
تا کي اي آتش سودا به سرم برخيزي
تا کي اي آتش سودا به سرم برخيزي شاعر : سعدي تا کي اي ناله زار از جگرم برخيزي تا کي اي آتش سودا به سرم برخيزي ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
گر درون سوخته‌اي با تو برآرد نفسي
گر درون سوخته‌اي با تو برآرد نفسي شاعر : سعدي چه تفاوت کند اندر شکرستان مگسي گر درون سوخته‌اي با تو برآرد نفسي ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
بر آستان وصالت نهاده سر سعدي
بر آستان وصالت نهاده سر سعدي شاعر : سعدي بر آستين خيالت نبوده دسترسي بر آستان وصالت نهاده سر سعدي که ياد ناورد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390