اي تنم کرده ز غم موئي و در مو زده خم
اي تنم کرده ز غم موئي و در مو زده خم شاعر : خواجوي کرماني وي دلم يک سر مو وز سر موئي شده کم اي تنم کرده ز غم موئي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
چو چشم مست تو مي پرستم
چو چشم مست تو مي پرستم شاعر : خواجوي کرماني چو درج لعل تو نيست هستم چو چشم مست تو مي پرستم که همچو چشم تو نيمه...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ز لعلم ساغري در ده که چون چشم تو سرمستم
ز لعلم ساغري در ده که چون چشم تو سرمستم شاعر : خواجوي کرماني وگر گويم که چون زلفت پريشان نيستم هستم ز لعلم ساغري...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
من از آن لحظه که در چشم تو ديدم مستم
من از آن لحظه که در چشم تو ديدم مستم شاعر : خواجوي کرماني کارم از دست برون رفت که گيرد دستم من از آن لحظه که در...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
امروز که من عاشق و ديوانه و مستم
امروز که من عاشق و ديوانه و مستم شاعر : خواجوي کرماني کس نيست که گيرد بشرابي دو سه دستم امروز که من عاشق و ديوانه...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
تخفيف کن از دور من اين باده که مستم
تخفيف کن از دور من اين باده که مستم شاعر : خواجوي کرماني وزغايت مستي خبرم نيست که هستم تخفيف کن از دور من اين باده...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
رند و دردي کش و مستم چه توان کرد چو هستم
رند و دردي کش و مستم چه توان کرد چو هستم شاعر : خواجوي کرماني بر من اي اهل نظر عيب مگيريد که مستم رند و دردي کش...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
روزگاري روي در روي نگاري داشتم
روزگاري روي در روي نگاري داشتم شاعر : خواجوي کرماني راستي را با رخش خوش روزگاري داشتم روزگاري روي در روي نگاري داشتم...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
صبحدم دل را مقيم خلوت جان يافتم
صبحدم دل را مقيم خلوت جان يافتم شاعر : خواجوي کرماني از نسيم صبح بوي زلف جانان يافتم صبحدم دل را مقيم خلوت جان يافتم...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
بدانکه بوي تو آورد صبحدم بادم
بدانکه بوي تو آورد صبحدم بادم شاعر : خواجوي کرماني وگرنه از چه سبب دل بباد مي‌دادم بدانکه بوي تو آورد صبحدم بادم...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
در چمن دوش ببوي تو گذر مي‌کردم
در چمن دوش ببوي تو گذر مي‌کردم شاعر : خواجوي کرماني قدح لاله پر از خون جگر مي‌کردم در چمن دوش ببوي تو گذر مي‌کردم...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
هرنفس کز دهن تنگ تو مي‌کردم ياد
هرنفس کز دهن تنگ تو مي‌کردم ياد شاعر : خواجوي کرماني ملک هستي ز دل تنگ بدر مي‌کردم هرنفس کز دهن تنگ تو مي‌کردم ياد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
عشق آن بت ساکن ميخانه مي‌گرداندم
عشق آن بت ساکن ميخانه مي‌گرداندم شاعر : خواجوي کرماني جان غمگين در پي جانانه مي‌گرداندم عشق آن بت ساکن ميخانه مي‌گرداندم...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
گر مي‌کشندم ور مي‌کشندم
گر مي‌کشندم ور مي‌کشندم شاعر : خواجوي کرماني گردن نهادم چون پاي بندم گر مي‌کشندم ور مي‌کشندم ليکن چو آهو سر در...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
وقتست کز وراي سراپرده‌ي عدم
وقتست کز وراي سراپرده‌ي عدم شاعر : خواجوي کرماني سلطان گل بساحت بستان زند علم وقتست کز وراي سراپرده‌ي عدم هر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
با روي چون گلنارش از برگ سمن باز آمدم
با روي چون گلنارش از برگ سمن باز آمدم شاعر : خواجوي کرماني با زلف عنبر بارش از مشک ختن باز آمدم با روي چون گلنارش...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
رخشنده‌تر از مهر رخش ماه نديدم
رخشنده‌تر از مهر رخش ماه نديدم شاعر : خواجوي کرماني خوشتر ز ره عشق بتان راه نديدم رخشنده‌تر از مهر رخش ماه نديدم...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
نکنم حديث شکر چو لبت گزيدم
نکنم حديث شکر چو لبت گزيدم شاعر : خواجوي کرماني چه کنم نبات مصري چو شکر مزيدم نکنم حديث شکر چو لبت گزيدم ز تو...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
روزي به سر کوي خرابات رسيدم
روزي به سر کوي خرابات رسيدم شاعر : خواجوي کرماني در کوي خرابان يکي مغبچه ديدم روزي به سر کوي خرابات رسيدم چون...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
نشان روي تو جستم به هر کجا که رسيدم
نشان روي تو جستم به هر کجا که رسيدم شاعر : خواجوي کرماني ز مهر در تو نشاني نديدم و نشنيدم نشان روي تو جستم به هر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390