رئيس دهي با پسر در رهي
رئيس دهي با پسر در رهي شاعر : سعدي گذشتند بر قلب شاهنشهي رئيس دهي با پسر در رهي قباهاي اطلس، کمرهاي زر پسر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
به شهري در از شام غوغا فتاد
به شهري در از شام غوغا فتاد شاعر : سعدي گرفتند پيري مبارک نهاد به شهري در از شام غوغا فتاد چو قيدش نهادند بر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
يکي را چو من دل به دست کسي
يکي را چو من دل به دست کسي شاعر : سعدي گرو بود و مي‌برد خواري بسي يکي را چو من دل به دست کسي به دف بر زدندش به...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اگر مرد عشقي کم خويش گير
اگر مرد عشقي کم خويش گير شاعر : سعدي وگرنه ره عافيت پيش گير اگر مرد عشقي کم خويش گير که باقي شوي گر هلاکت کند...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
شکر لب جواني ني آموختي
شکر لب جواني ني آموختي شاعر : سعدي که دلها در آتش چو ني سوختي شکر لب جواني ني آموختي به تندي و آتش در آن ني زدي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
کسي گفت پروانه را کاي حقير
کسي گفت پروانه را کاي حقير شاعر : سعدي برو دوستي در خور خويش گير کسي گفت پروانه را کاي حقير تو و مهر شمع از کجا...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
شبي ياد دارم که چشمم نخفت
شبي ياد دارم که چشمم نخفت شاعر : سعدي شنيدم که پروانه با شمع گفت شبي ياد دارم که چشمم نخفت تو را گريه و سوز باري...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ز خاک آفريدت خداوند پاک
ز خاک آفريدت خداوند پاک شاعر : سعدي پس اي بنده افتادگي کن چو خاک ز خاک آفريدت خداوند پاک ز خاک آفريدندت آتش مباش...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
يکي قطره باران ز ابري چکيد
يکي قطره باران ز ابري چکيد شاعر : سعدي خجل شد چو پنهاي دريا بديد يکي قطره باران ز ابري چکيد گر او هست حقا که...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
جواني خردمند پاکيزه بوم
جواني خردمند پاکيزه بوم شاعر : سعدي ز دريا برآمد به در بند روم جواني خردمند پاکيزه بوم نهادند رختش به جايي عزيز...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
شنيدم که وقتي سحرگاه عيد
شنيدم که وقتي سحرگاه عيد شاعر : سعدي ز گرمابه آمد برون با يزيد شنيدم که وقتي سحرگاه عيد فرو ريختند از سرايي به...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
شنيدستم که از راويان کلام
شنيدستم که از راويان کلام شاعر : سعدي که در عهد عيسي عليه‌السلام شنيدستم که از راويان کلام به جهل و ضلالت سر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
فقيهي کهن جامه‌اي تنگدست
فقيهي کهن جامه‌اي تنگدست شاعر : سعدي در ايوان قاضي به صف برنشست فقيهي کهن جامه‌اي تنگدست معرف گرفت آستينش که...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
يکي پادشه‌زاده در گنجه بود
يکي پادشه‌زاده در گنجه بود شاعر : سعدي که دور از تو ناپاک و سرپنجه بود يکي پادشه‌زاده در گنجه بود مي اندر سر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
شکر خنده‌اي انگبين مي‌فروخت
شکر خنده‌اي انگبين مي‌فروخت شاعر : سعدي که دلها ز شيرينيش مي‌بسوخت شکر خنده‌اي انگبين مي‌فروخت بر او مشتري از...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
شنيدم که فرزانه‌اي حق پرست
شنيدم که فرزانه‌اي حق پرست شاعر : سعدي گريبان گرفتش يکي رند مست شنيدم که فرزانه‌اي حق پرست قفا خورد و سر بر نکرد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
سگي پاي صحرا نشيني گزيد
سگي پاي صحرا نشيني گزيد شاعر : سعدي به خشمي که زهرش ز دندان چکيد سگي پاي صحرا نشيني گزيد به خيل اندرش دختري بود...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
بزرگي هنرمند آفاق بود
بزرگي هنرمند آفاق بود شاعر : سعدي غلامش نکوهيده اخلاق بود بزرگي هنرمند آفاق بود بدي، سر که در روي ماليده‌اي ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
کسي راه معروف کرخي بجست
کسي راه معروف کرخي بجست شاعر : سعدي که بنهاد معروفي از سر نخست کسي راه معروف کرخي بجست ز بيماريش تا به مرگ اندکي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
طمع برد شوخي به صاحبدلي
طمع برد شوخي به صاحبدلي شاعر : سعدي نبود آن زمان در ميان حاصلي طمع برد شوخي به صاحبدلي که زر برفشاندي به رويش...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390