همه پستی ز دیو نفس زاید همه تاریکی از ملک تن آید پروین اعتصامی

تو برای صید ماهی آمدی کی برای خیرخواهی آمدی پروین اعتصامی

گل از بساط چمن تنگدل نخواهد رفت بدان دلیل که مهمان شامی و سحری‌ست پروین اعتصامی

تو غرق سیم و زر و من، ز خون دل رنگین به فقر خلق چه خندی تو را که سیم و زری‌ست پروین اعتصامی

چو خواهد چرخ یغماگر زبونت کند باد حوادث واژگونت پروین اعتصامی

کسی بزرگ نگردد مگر ز کار بزرگ گر از تو کار نیاید زمانه را چه گناه پروین اعتصامی

به هر شاخی که روید تازه برگی شود تاراج بادی یا تگرگی پروین اعتصامی

گل خوشبوی را گرم است بازار نماند رنگ و بو، چون رفت رخسار پروین اعتصامی

کسی کش دایه گیتی دهد شیر شود هم در زمان کودکی پیر پروین اعتصامی

احمق کتاب دید و گمان کرد عالم است خودبین به کشتی آمد و پنداشت ناخداست پروین اعتصامی