بیا تا قدر این یک دم بدانیم که دنیا جز همین یک دم نباشد استاد شهریار

به عالم جز محبت نیست چیزی گر این هم نیست، گو عالم نباشد استاد شهریار

شهریارا به غنیمت شُمُر امروز از عمر که نه هر روزِ حیات از عقبش فردا بود استاد شهریار

ما عاشقان،‌ بهشْت تمنا نمی کنیم حیف است کز تو، ‌جز تو تمنا کند کسی استاد شهریار

برو نور خدا کن، دیده بانِ کشتیِ توفیق که کشتی ها به نور دیده بان، یابند ساحل ها استاد شهریار

گرفتم زاهدِ وقتی،‌ به حُسن خاتمت اندیش بسا کز بعد خرمن، داده بر بادند حاصل ها استاد شهریار

به عاشق چشم دل دادی، که از یاد تو غافل نیست چه مسکین، تیره بختانند، از یاد تو غافل ها استاد شهریار

بعد حافظ، دهنی خوش به غزل باز نشد عارفان، قفل ادب بر در این خانه زدند استاد شهریار

یگانه راز عروجِ مقامِ قُرب، ‌این است که از گروه عزازیل، احتزار کنید استاد شهریار

نگاه من نتواند، جمال جانان جست جمال اوست که جوینده نگاه من است استاد شهریار