مسیر جاری :
لفظ و معنی را به تیغ از یکدیگر نتوان برید
کیست صائب تا کند جانان و جان از هم جدا
صائب تبریزی
دامن غواص پر گوهر شد از پاس نفس
اینقدر غافل کس از پاس نفس باشد چرا
صائب تبریزی
میپذیرد چون گلاب از کوره رنگ اتحاد
گرچه باشد برگ برگ گلستان از هم جدا
صائب تبریزی
ز خاموشی گذارد هرکه اینجا بر جگر دندان
به جنّت میتواند رفت بیگفت و شنید آنجا
صائب تبریزی
در اقلیم مدارا ضعف بر قوّت بود غالب
بی مویی میتوان کوه گرانی را کشید آنجا
صائب تبریزی
در خموشی حرفهای مختلف یک نقطهاند
میکند این جمع را تیغ زبان از هم جدا
صائب تبریزی
میشوند از سرد مهری دوستان از هم جدا
برگها را میکند باد خزان از هم جدا
صائب تبریزی
چون برخوری به سنگدلان نرم شو که موم
ار رویِ نرم، نقش کند از نگین جدا
صائب تبریزی
از سیل حوادث مکن اندیشه که فردا
آباد بود هرکه خراب است در اینجا
صائب تبریزی
از دشت علایق به حذر باش که هر خار
سر پنجه شاهین و عقاب است در اینجا
صائب تبریزی
گروه بندی
تازه های پیامک
ویژه نامه ها
بیشترین بازدید هفته
ای امام ای خفته در دامان خاک
ای به هجرت، سینه ما چاک چاک
جرعه نوش چشمهایت...
اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من
دل من داند و من دانم و دل داند و من
خاک...
آمده مایه ی فخر ایران
احزاب و استعمار
هشتمین آفتابمان هستی
پیامک دعای سوره ابراهیم
ای جود خدا سلام بر احسانت
نجل حبل المتین امام رضاست
حفظ استقلال
دلت شاد و لبت خندان بماند
برایت عمرجاویدان بماند
خدارا میدهم سوگند برعشق
هرآن...