یگانه منتقم شاه کربلا مهدی

یگانه منتقم شاه کربلا مهدی تو را به حرمت خون حسین بیا مهدی ندارد هیچ صفایی بدون تو کعبه قسم به کعبه تویی کعبه را صفا مهدی

برای گریه هزاران بهار موجود است

برای گریه هزاران بهار موجود است فراق و دوری تو بهترین بهانه ی ما فقط تو بار مرا کم نمودی آقاجان همیشه چشم طمع بوده روی شانه ی ما

آقا به دست بسته ی حیدر بیا بیا

ای وارث تمام مواریث انبیا سوگند بر عبای پیمبر بیا بیا قرآن پاره پاره ی ما روی خاک هاست آقا به دست بسته ی حیدر بیا بیا

دلدار زهرا راحت جانم تو هستی

دلدار زهرا راحت جانم تو هستی تنها دلیل اینکه می خوانم تو هستی آنروزهایی که کسی دور و برم نیست آقا خدا را شکر، می دانم تو هستی

برای آمدنت گرچه چشم دنیا هست

برای آمدنت گرچه چشم دنیا هست به خاک پا مگذاری که دیده ی ما هست اگرچه باز گذشت و نیامدی امروز دوباره وعده به دل می دهیم، فردا هست

شکر خدا این روزها توفیق داریم

شکر خدا این روزها توفیق داریم هم ناله ی چشمان گریان تو باشیم شاید خدا قسمت کند یک فاطمیه اندازه ی یک روضه مهمان تو باشیم صاحب عزای فاطمیه...

بیا و ظلمت شب را به نور ماه بگیر

بیا و ظلمت شب را به نور ماه بگیر  دوباره تیرگی از این دل سیاه بگیر  ز راه آمدم و کوله بارم امید است  چنان همیشه مرا گرم در پناه بگیر

ما آمدیم امشب که حیران تو باشیم

ما آمدیم امشب که حیران تو باشیم  آشفته ی حال پریشان تو باشیم  تقصیر هجران است، تقصیر فراق است  امروز اگر پاره گریبان تو باشیم

یک عمر از دردِ فراقت شعر باید گفت

یک عمر از دردِ فراقت شعر باید گفت از شادی وصلت دو صد طومار باید خواند تکبیره الاحرام ما کِی می زند آقا؟ حرفِ نمازی را که پشتِ یار باید خواند

دلداه باید بود و از دلدار باید خواند

دلداه باید بود و از دلدار باید خواند مانند مرغی دور از گلزار باید خواند از گفتنِ یکبار نامِ تو هزاران حیف یعنی تو را تکرار در تکرار باید خواند