خون شد جگر ما ز بس آدینه شمردیم

خون شد جگر ما ز بس آدینه شمردیم بین دیده چه خونبار بود هر شب جمعه گویند چرا هیئتیان خواب ندارند گو فاطمه بیدار بود هر شب جمعه

ما را شب دیدار بود هر شب جمعه

ما را شب دیدار بود هر شب جمعه دل منتظر یار بود هر شب جمعه ای مشتریان گل زهرا بشتابید یوسف سر بازار بود هر شب جمعه

قسم به عاطفه ، فصل ظهور می آید

قسم به عاطفه ، فصل ظهور می آید ز انتهای سحر پیک نور می آید فراز سینه ی امواج زورق خورشید به سوی ساحل سبز شعور می آید

کاسه‌ی شعر مرا از دست عشق انداختی

کاسه‌ی شعر مرا از دست عشق انداختی تکّه‌ای را تر کن از سرچشمه‌ی الهام، تر! می‌رسی و انتخابی سخت خواهی کرد، آه بی‌گمان از عاشقانی بهتر و خوشنامتر ...

خشک شد لب‌های ما با چند ندبه می‌رسی؟

خشک شد لب‌های ما با چند ندبه می‌رسی؟ جان مولا، ساقی از دست تو شد این جام تر؟! زیر لب ذکر تو را هر روز و هر شب گفته‌ام گفته‌ای: ‌آرام‌تر، آرام‌تر،...

درد اول دوری از آیینه و آیینگی است

درد اول دوری از آیینه و آیینگی است درد دوم درد دل‌هایی از این هم خامتر کاش گاهی هم به ما سر می‌زدی هر چند نیست در میان خستگان از قلب ما نا...

می‌برم این روزها نام تو را آرامتر

می‌برم این روزها نام تو را آرامتر تا بمانم در شمار عاشقان، گمنامتر نیستی، فرصت برای درد دل کردن کم است درد دل باشد برای دردهایی عامتر

مولای عشق! حال زمین و زمان بد است

مولای عشق! حال زمین و زمان بد است آلوده ست آب و هوا، آسمان بد است از حال و روزمان، تو چه می پرسی ای عزیز؟! پنهان نمی کنم، به خدا حالمان بد...

ما روی تو دیدیم، ندیدیم که دیدیم

ما روی تو دیدیم، ندیدیم که دیدیم بر گِرد تو گشتیم و به گَردت نرسیدیم گفتیم مدام از تو و انگار نگفتیم گویی نشنیدیم که وصف تو شنیدیم

از لحظه‌ای که صورت زهرا کبود شد

از لحظه‌ای که صورت زهرا کبود شد بر روی ماست هاله‌ای از غم بیا بیا با یاد حنجری که بریدند از قفا هر روز ماست ماه محرم بیا بیا