یا علی جانم به قربانت بگو مهدی کجاست؟ بوسه‌ام تقدیم دستانت بگو مهدی کجاست؟ گاه گاهی جمعه ها دل بی قراری می‎کند می‎شوم این هفته مهمانت بگو...

امشب نشسته بر دلم غم‌های عالم بی تو گذشت این جمعه هم آقای عالم این جمعه هم از تو خبر حتی نیامد شب آمد و من ماندم و غم‌های عالم

چه عاشق می‎شوم وقتی که تنها می‎شوم با تو و چشمان تو را محو تماشا می‎شوم با تو تو را از چشم های من نهان کردند و می‎دانند همین امروز و فردا...

کاش می‎شد اشک را تهدید کرد مدت لبخند را تمدید کرد کاش می‎شد در میان لحظه ها لحظه دیدار را نزدیک کرد

عید است ولی بدون او غم داریم عاشق شده‎ایم و عشق را کم داریم ای کاش که این عید ظهورش برسد این گونه هزار عید با هم داریم

نخواهم گل که گل بی اعتبار است تمام سر آن فصل بهار است تو را خواهم من از گل های عالم که بوی تو همیشه ماندگار است.

ای طبیبا به سر بستر بیمار بیا بهر دلداری دلسوخته زار بیا تو که دل را به نگاهی بربودی به پرستاری بیمار دل افکار بیا

بود محرابم ابروی تو ای دوست نمازم جانب کوی تو ای دوست اگر حبل المتین فرموده قرآن نباشد غیر گیسوی تو ای دوست

از فراقت به جوانی همگی پیر شدیم بی تو از وادی دنیا همگی سیر شدیم بی خود از حادثه عشق تو دیوانه و مست عاشق کوی تو گشتیم و زمین گیر شدیم

از انتظار خسته‌ام و یا دلم گرفته است تو مدتی ست رفته ای بیا دلم گرفته است نگاه سرد پنجره به کوچه خیره مانده بود گمان کنم بداند او چرا دلم...