پر از عطشم مرا تو دریایی کن سرشار از احساس و تماشایی کن هر چند که ما بدیم و پیمان شکنیم ای خوب بیا دوباره آقایی کن

ما زمزمه حضور را می‎فهمیم معنای زلال نور را می‎فهمیم از بس که به داغ انتظارت ماندیم ای باور دل ظهور را می‎فهمیم

از نسل گل و بهار و آیینه تویی منظومه انتظار دیرینه تویی ما منتظران وعده دیداریم خورشید زلال روز آدینه تویی

این دل اگر کم است، بگو سر بیاورم یا امر کن که یک دل دیگر بیاورم مولا خلاصه عرض کنم دوست دارمت دیگر نشد عبارت بهتر بیاورم

این آخرین ستاره بخت است در زمین آقای سبز پوش بهاری بیا ببین مرهم نمانده است و مداوا نمی شود احساس های زخمی و دل های آهنین

ای حریم کعبه محرم بر طواف کوی تو من به گرد کعبه می‎گردم به یاد روی تو گر چه بر محرم بود بوئیدن گل‌ها حرام زنده‌ام من ای گل زهرا ز فیض بوی...

کدام گوشه دنیا نهفته روی چو ماهت اله من ز که پرسم نشان یوسف چاهت چقدر ناز غزل را کشیده ام که سراید تمام سوز دلم را ز دوردست نگاهت

دل پریشونم پریشونم که اربابم نیومد بعد عمری عاشقی حتی یه شب خوابم نیومد آسمون عصرای جمعه مثل من بهونه گیره بارون گریه باهام حرف می‎زنه که...

گر نیایی تا قیامت انتظارت می‎کشم منت عشق از نگاه پر شرابت می‎کشم ناز چندین ساله چشم خمارت می‎کشم تا نفس باقی‌ست اینجا انتظارات می‎کشم

ما منتظران لحظه دیداریم از عطر گل محمدی سرشاریم این حرمت و عزّت و سرافرازی را از حرُمت انتظار مهدی داریم