برای آمدنت انتظار کافی نیست دعا و اشک و دل بی قرار کافی نیست تمام هر چه شراب است غیر چشمانت برای مستی چشمی خمار کافی نیست

گفتم که روی ماهت از ما چرا نهان است گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیان است گفتم که از که پرسم جانا نشان کویت گفتا نشان چه پرسی آن کوی بی نشان...

دوباره جمعه شد یارم نیامد خدایا یار من از در نیامد نگار بی قرینه کی می‎آیی سحر خیز مدینه کی می‌آیی

دلم هر جمعه در تاب و تب است عاشقانه بی قرار دلبر است گفتم اما این جمعه پایان غم‌ست جمعه رفت و باز چشمم بر ره‌ست

آقای جمعه های غریبی ظهور کن دل را پر از طراوت عطر حضور کن یک گوشه از جمال تو یعنی تمام عشق یک دم فقط بیا و از اینجا عبور کن

صدای آمدنت را به گوش ما برسان زمان غیبت خود را به انتها برسان کنار تربت زهرا به وقت نافله‌ات دعای خویش را به یاری این گدا برسان

خدایا تا به کی هجران مهدی به دستم حسرت دامان مهدی الهی هر بلا از حضرتش دور الهی من بلاگردان مهدی

کدام جمعه دعا مستجاب خواهد شد سوار صاعقه پا در رکاب خواهد شد کدام جمعه ز عطر بهشتی گل یاس بهار غرق شمیم گلاب خواهد شد

قیامت قامت و قامت قیامت قیامت می‎کند آن قد و قامت موذن گر ببیند قامتت را به قد قامت بماند تا قیامت

بیا دوباره پاک کن ز جاده ها غبار را به عاشقان نوید ده رسیدن بهار را تمام لحظه های من فدای یک نگاه تو بیا و پاک کن ز دل حدیث انتظار را