ای دل اگر عاشقی، در پی دلدار باش بر در دل روز و شب، منتظر یار باش دلبر تو دائماً بر در دل حاضر است روزن دل بر گشا، واله و هشیار باش

اندر آیینه دل عکس شهی می‎طلبم به حریم حرم دوست رهی می‎طلبم روز و شب ناله زنان، ندبه کنان اشک فشان از خدا دیدن رخسار مهی می‎طلبم

تو همچون بوی محبت ز پشت پنجره ها درون ذهن شقایق خطور خواهی کرد نگاه شوق و امیدم به آن دم صبحی ست که خاک را به قدومت چطور خواهی کرد؟!

ای چاره درخواست کنندگان ادرکنی ای مونس و یار بی کسان ادرکنی من بی کسم و خسته و مهجور و ضعیف یا حضرت صاحب الزمان ادرکنی

مُردم به خدا از غم هجران و جدایی ای دلبر دور از نظرم پس تو کجایی بر حال دل زار تو خود خوب گواهی جز عشق تو ما را نبود هیچ گناهی

تا کی در انتظار تو شب را سحر کنم شب تا سحر به یاد رخت ناله سر کنم ای غایب از نظر، نظری کن به حال من تا چند سیل اشک روان از بصر کنم

در غم هجر رخ تو در سوز و گدازیم تا به کی زین غم جانکاه بسوزیم و بسازیم آید آن روز که در باز کنی پرده گشایی تا به خاک قدمت جان و سر خویش ببازیم ...

ای راحت دل، قرار جان ها برگرد درمان دل شکسته ما برگرد ماندیم در انتظار دیدار ‎ای داد دل ها همه تنگ توست آقا برگرد

عصری ست غریب و آسمان دلگیر است افسوس برای دل سپردن دیر است هر روز بهانه‎ای گرفتیم و گذشت عیب از من وتوست عشق بی تقصیر است

گر پرده ز رخ باز نماید مهدی از خلق جهان دل برباید مهدی ای شیعه چنان منتظر مولی باش گویی که همین جمعه بیاید مهدی