کی شود در ندبه های جمعه پیدایت کنم گوشه‎ای تنها نشینم تا تماشایت کنم می نویسم روی هر گل نام زیبای تو را تا که شاید این شب جمعه ملاقاتت کنم ...

این روزها که حرف از مختار می‌شود بدجور دلم طلب دیدار می‎شود ای منتقم بیا که به عالم نشان دهیم شیعه عزیزست و جز او خوار می‎شود

کاش از لطف شبی یاد زما می‎کردی یاد از عاشق افتاده ز پا می‎کردی کاش بیمار فراقت که ز پا افتاده با نگاه ملکوتی تو دوا می‌کردی

لحظه لحظه بوی ظهور می‎آید عطر ناب گل حضور می‎آید شیر مردی از قبیله عشق ساده و سبز و صبور می‎آید

ای آخرین توسل سبز دعای ما آیا نمی رسد به حضورت دعای ما شنبه دوباره شنبه دوباره سه نقطه چین بی تو چه زود می‎گذرد هفته های ما

تا کی برای چشمت آذین کنم جهان را قلبم شروع کرده عمداً تکان تکان را باران ترانه اش را با لحن غم نخواند باشد عوض کنی تو تقدیر آسمان را

سلامی بر رخ شاه دو عالم رخ پنهان شده از دیدگانم سلامی از ته این اشک هایم نثار قدوم تو ای انتظارم

آن فرقه که تیشه به نخل فدک زدند بر قلب پاک ختم رسولان نمک زدند مهدی بیا ز قاتل مادر سؤال کن زهرا چه کرده بود که او را کتک زدند

ای منتظران گنج نهان می‎آید آرامش جان عاشقان می‎آید بر بام سحر طلایه داران ظهور گفتند که صاحب الزمان می‎آید

بی تو چگونه می‎شود از آسمان نوشت از انعکاس ساده رنگین کمان نوشت این یک حقیقت است که بی تو بهار من باید چهار فصلِ زمان را خزان نوشت