چو كس را بود اجتناب از حرام بر او زهد و پرهيز باشد تمام‏ از آن نيست...

چو كس را بود اجتناب از حرام بر او زهد و پرهيز باشد تمام‏ از آن نيست خيرى پسنديده‏تر كه باشد تو را بر يتيمان نظر

قناعت گرامى كند بنده را بر افرازد آن، خوار شرمنده را توانگر شود گر به...

قناعت گرامى كند بنده را بر افرازد آن، خوار شرمنده را توانگر شود گر به فقر اندر است‏ چو او را بهين خصلتى رهبر است‏

نه عاقل كند تكيه بر آرزو نه ناياب را كس كند جستجو تو را تكيه بايد...

نه عاقل كند تكيه بر آرزو نه ناياب را كس كند جستجو تو را تكيه بايد بسعى و بكار كه بر آرزو تكيه ننگ است و عار

چو بيچاره‏اى را كنى ياورى بامداد مظلوم روى آورى گناه تو جبران كند اين...

چو بيچاره‏اى را كنى ياورى بامداد مظلوم روى آورى گناه تو جبران كند اين ثواب‏ شود بر تو آسان به محشر عذاب‏

چو بهر نگهدارى عرض خويش كسى را بود كوشش و سعى بيش‏ كند مال خود را در...

چو بهر نگهدارى عرض خويش كسى را بود كوشش و سعى بيش‏ كند مال خود را در اين ره نثار تو او را ز خيل بزرگان شمار

تكبّر به خويشان سزاوار نيست بتر زين دگر هيچ كردار نيست‏ نه بر همگنان...

تكبّر به خويشان سزاوار نيست بتر زين دگر هيچ كردار نيست‏ نه بر همگنان مى‏سزد كبر و ناز تواضع كند مرد را سرفراز

رسيدن به فرياد مظلوم زار حمايت ز بيچاره بى‏قرار بود بى‏گمان بهتر از هر...

رسيدن به فرياد مظلوم زار حمايت ز بيچاره بى‏قرار بود بى‏گمان بهتر از هر صواب‏ رهاننده‏تر باشد از هر عذاب‏

ز كارى اگر باشدت ننگ و عار چو خواهى بجاى آريش آشكار به خلوت گر آنرا...

ز كارى اگر باشدت ننگ و عار چو خواهى بجاى آريش آشكار به خلوت گر آنرا نيارى بجاى تو در غايت زهدى اى پارساى‏

چو بهر نگهدارى جاه و مال كس افتد بخوارىّ و وزر و وبال كند عرض خود را...

چو بهر نگهدارى جاه و مال كس افتد بخوارىّ و وزر و وبال كند عرض خود را در اين ره فدا لئيم است آن مردك بينوا

لئيمان شتابند در انتقام نباشند جز در پى انفصام‏ نپويند در راه صلح و صفا نجويند...

لئيمان شتابند در انتقام نباشند جز در پى انفصام‏ نپويند در راه صلح و صفا نجويند هرگز رضاى خدا