چو باشد كسى را به محشر يقين مر او را بود پاى بندى به دين گريزان بود...

چو باشد كسى را به محشر يقين مر او را بود پاى بندى به دين گريزان بود از خيانتگرى‏ ز بد عهدى و هر بد ديگرى‏

زبانت نباشد چو در اختيار تو را نيست ايمان و دين استوار بهر جا روى شرمسارت...

زبانت نباشد چو در اختيار تو را نيست ايمان و دين استوار بهر جا روى شرمسارت كند ز گفتار بيهوده خوارت كند

چو خواهى رسيدن بهر آرزو چو باشى پى عزّت و آبرو جز ايمان نباشد تو را كار...

چو خواهى رسيدن بهر آرزو چو باشى پى عزّت و آبرو جز ايمان نباشد تو را كار ساز جز احسان نسازد در چاره باز

تو را باشد ار سيرتى ناپسند فراوان رسد بر تو از آن گزند چه زشت است زيبایى...

تو را باشد ار سيرتى ناپسند فراوان رسد بر تو از آن گزند چه زشت است زيبایى ظاهرت نباشد اگر باطن طاهرت‏

چو در تنگدستى سخا باشدت رضا بر رضاى خدا باشدت چه خوش باشد اين جود و...

چو در تنگدستى سخا باشدت رضا بر رضاى خدا باشدت چه خوش باشد اين جود و بخشندگى‏ خدايت بود يار در زندگى‏

چو باشد تو را قدرت انتقام بنه خنجر كينه را در نيام‏ ندانى گذشتت چه...

چو باشد تو را قدرت انتقام بنه خنجر كينه را در نيام‏ ندانى گذشتت چه زيبا بود خنك آن كه اينجا شكيبا بود

كريم از بد و زشت دورى كند خطا بيند ار او، صبورى كند به بندد دهان را ز...

كريم از بد و زشت دورى كند خطا بيند ار او، صبورى كند به بندد دهان را ز دشنام او پسنديده باشد و را خلق و خو

ستمديده را يار و ياور شدن به عدل و به انصاف داور شدن به اجر است افزونتر...

ستمديده را يار و ياور شدن به عدل و به انصاف داور شدن به اجر است افزونتر از هر ثواب‏ رهاننده‏تر باشدت از عقاب‏

چو كس را بود حبّ شهوت شعار ندارد ز هر نا كسى ننگ و عار پياپى بدو رنج...

چو كس را بود حبّ شهوت شعار ندارد ز هر نا كسى ننگ و عار پياپى بدو رنج و سختى رسد بر او عاقبت تيره بختى رسد

ستايش ز چيزى كه اندر تو نيست تمسخر بود، موجب غافلى است مبادا فزايد تو...

ستايش ز چيزى كه اندر تو نيست تمسخر بود، موجب غافلى است مبادا فزايد تو را ز آن غرور مبادا شوى از ره راست دور