خرد آدمى را كمال است و زيب به دانش رسى بر فراز از نشيب‏ به كردار دانش...

خرد آدمى را كمال است و زيب به دانش رسى بر فراز از نشيب‏ به كردار دانش چو گردد قرين رسد آدمى بر فلك از زمين‏

به كس تندرستى نپايد همى به پايان هر شادى آيد غمى‏ هر آن رنج و سختى به...

به كس تندرستى نپايد همى به پايان هر شادى آيد غمى‏ هر آن رنج و سختى به پايان رسد پس خشك سالى، چو، باران رسد

بسى عقده‏ها گردد از صبر باز نه از صبر باشد كسى بى‏نياز كند بر تو نزديك...

بسى عقده‏ها گردد از صبر باز نه از صبر باشد كسى بى‏نياز كند بر تو نزديك هر راه دور نه هر مشكلى را كند چاره زور

بسى مشكل از نرمى آسان شود چرا بايد انسان هراسان شود درشتى...

بسى مشكل از نرمى آسان شود چرا بايد انسان هراسان شود درشتى بهر جا نيايد به كار مگر در گه جنگ و در كار زار

بس افتاده كز خلق و خوى نكوى زند تكيه بر مسند عزّت اوى‏ بسا شخص والا ز...

بس افتاده كز خلق و خوى نكوى زند تكيه بر مسند عزّت اوى‏ بسا شخص والا ز خوى پليد ز دولت بخوارىّ و ذلّت رسيد

تو را حبّ دنيا و مهر خدا نگردد به هم جمع در هيچ جا ميفكن تو بيهوده خود...

تو را حبّ دنيا و مهر خدا نگردد به هم جمع در هيچ جا ميفكن تو بيهوده خود در تعب‏ كه همره نگردد به هم روز و شب‏

به بيمارى افتد جسد از حسد به جان نيز فرجام، آفت رسد چنان كاهن از زنگ...

به بيمارى افتد جسد از حسد به جان نيز فرجام، آفت رسد چنان كاهن از زنگ گردد تبه‏ حسود است نزد همه رو سيه‏

به مردم كنى دائم ار سرزنش تو را سخت باشد اگر واكنش گريزان شوند از تو...

به مردم كنى دائم ار سرزنش تو را سخت باشد اگر واكنش گريزان شوند از تو ياران تو فراوان شود كينه‏داران تو

كند وام بسيار عهد تو سست درستى اگر، مى‏شوى نادرست‏ و گر راستگوئى، به...

كند وام بسيار عهد تو سست درستى اگر، مى‏شوى نادرست‏ و گر راستگوئى، به كذب و دروغ برد از تو وام فراوان فروغ‏

چو بسيار نيكى بود كار تو خدا باشد از بد نگه دار تو شوى نامور، يابى عمر...

چو بسيار نيكى بود كار تو خدا باشد از بد نگه دار تو شوى نامور، يابى عمر بلند نه هرگز رسد بر تو از كس گزند