چو باشد تو را سير خوردن شعار شوى از سلامت بسى بر كنار پريشان...

چو باشد تو را سير خوردن شعار شوى از سلامت بسى بر كنار پريشان شود خوابهايت تمام‏ در افتى به رنج و تعب و السّلام‏

مبادا شود كاذبت يار و دوست كه با خوى بد بركند از تو پوست‏ كند بر تو...

مبادا شود كاذبت يار و دوست كه با خوى بد بركند از تو پوست‏ كند بر تو نزديك او راه دور كند دور نزديك، آن بى‏شعور

مبادا فرستى گنه را تو پيش برى توبه را نيز از ياد خويش‏ شود بر تو سنگين...

مبادا فرستى گنه را تو پيش برى توبه را نيز از ياد خويش‏ شود بر تو سنگين جزاى گناه‏ به روز قيامت شوى رو سياه‏

مبادا شوى هيچ گه خود پسند كه از خود پسندى در افتى به بند شود خشمگين...

مبادا شوى هيچ گه خود پسند كه از خود پسندى در افتى به بند شود خشمگين بر تو خلق زياد همه دوستانت برندت زياد

بپرهيز از دوستىّ بخيل و گر خواهى از من برادر دليل چو باشى به او هر چه...

بپرهيز از دوستىّ بخيل و گر خواهى از من برادر دليل چو باشى به او هر چه محتاج‏تر گريزان شود از تو آن بد گهر

سخن چين به دل تخم كين كاردت ز هر كس كه خواهد به خشم آردت‏ كند دشمن خلقت...

سخن چين به دل تخم كين كاردت ز هر كس كه خواهد به خشم آردت‏ كند دشمن خلقت آن نابكار تو را دور سازد ز پروردگار

ز جمعيّت حقّ چو گشتى جدا نباشى تو از دام شيطان رها چو دست خدا با جماعت...

ز جمعيّت حقّ چو گشتى جدا نباشى تو از دام شيطان رها چو دست خدا با جماعت بود چه بيم ار ترا نى شجاعت بود

از دین نبی شکفته جان و دل من با مهر علی سرشته آب و گل من گر مهر علی...

از دین نبی شکفته جان و دل من با مهر علی سرشته آب و گل من گر مهر علی به جان نمی ورزیدم در دست چه بود از جهان حاصل من

حقا که حقیقتا علی حق باشد حق است علی ز حق که بر حق باشد دیدیم خطی به...

حقا که حقیقتا علی حق باشد حق است علی ز حق که بر حق باشد دیدیم خطی به دفتر لم یزلی حق با علی و علی مع الحق باشد

تا حبّ علی و آل او یافته ایم کام دل خویش مو به مو یافته ایم وز دوستی...

تا حبّ علی و آل او یافته ایم کام دل خویش مو به مو یافته ایم وز دوستی علی و اولاد علی است در هر دو جهان گر آبرو یافته ایم