چو بد خواست بر كس خداى جهان شود عاشق مال و امثال آن‏ رود در پى آرزوى...

چو بد خواست بر كس خداى جهان شود عاشق مال و امثال آن‏ رود در پى آرزوى دراز نباشد دمى ايمن از دست آز

ز دانش گرت نيست سرمايه‏اى به نطق ار نباشد تو را پايه‏اى برو مستمع باش...

ز دانش گرت نيست سرمايه‏اى به نطق ار نباشد تو را پايه‏اى برو مستمع باش اى هوشمند نگه دار هر گفته ارجمند

چو بينى ستم پيشه نابكار كند با ستم، حال مظلوم زار توانى اگر، يار مظلوم...

چو بينى ستم پيشه نابكار كند با ستم، حال مظلوم زار توانى اگر، يار مظلوم باش‏ طرفدار مسكين و محروم باش‏

چو خواهد خداوند ارض و سماء كند پاك و خالص يكى بنده را به قلب اندرش افكند...

چو خواهد خداوند ارض و سماء كند پاك و خالص يكى بنده را به قلب اندرش افكند حبّ دين‏ شود اهل ايمان و صدق و يقين‏

چو محبوب خالق شود بنده‏اى گرايد به اخلاق ارزنده‏اى امانت به نزدش شود...

چو محبوب خالق شود بنده‏اى گرايد به اخلاق ارزنده‏اى امانت به نزدش شود ارجمند نه كس را رسد زو زيان و گزند

چو فارغ شدى از گنه اى اثيم تو را بايد از آن بسى ترس و بيم‏ پشيمانى آن...

چو فارغ شدى از گنه اى اثيم تو را بايد از آن بسى ترس و بيم‏ پشيمانى آن گاه پسنديده‏تر تو را توبه بسيار زيبنده‏تر

كسي را كه دارد خداوند دوست به دنيا و عقبى سرافراز اوست‏ عبادت شود نزد...

كسي را كه دارد خداوند دوست به دنيا و عقبى سرافراز اوست‏ عبادت شود نزد او ارجمند به طاعت شود پيش حقّ سربلند

چو بارد حسد، همچو ابر بهار درخت تباهى بيايد ببار دهد او بسى خانمانها...

چو بارد حسد، همچو ابر بهار درخت تباهى بيايد ببار دهد او بسى خانمانها به باد برد بهترين دوستى‏ها زياد

چو بر دشمن خويش يابى ظفر شوى ايمن از هر گزند و خطر به شكرانه قدرت، اى...

چو بر دشمن خويش يابى ظفر شوى ايمن از هر گزند و خطر به شكرانه قدرت، اى پهلوان ببخشاى بر دشمن ناتوان‏

چو بينى رسد بر تو هر دم بلا بكوش اى برادر به شكر خدا كه با ياد پروردگار...

چو بينى رسد بر تو هر دم بلا بكوش اى برادر به شكر خدا كه با ياد پروردگار كريم به رويت شود باز باب نعيم‏