هر جلوه‌ای به چشم حقیقت، جمال توست ما عاجزان، نظاره به چشم مجاز کن! آفاق و کوه و جنگل و دریا و هر چه هست بینم به گرد کعبه کویت، نماز کن ...

یزید، نخله اسلام، ریشه کن می خواست حسین(ع) بود که دین، زنده تا به اکنون شد سفینه های نجاتند، جمله معصومین ولی سیفنه او، رَشک فُلک مشحون...

غمین و غره مباش،‌ از جهان به پست و بلند که زیر و رو شدن، آیین این کهن دنیاست! شرف ز دانش و تقوا بجوی، کاین گوهر فروغ چشم دل است و چراغ...

در شبیخون‌ها، جوانان دست و پا گم می‌کنند باز اگر شد ژنده پیری، شه سوار آید به کار تَه بساط گوهری، بازار مسگر بشکند شیر نر، گر پیر هم باشد،...

تا دست اتفاق خلایق، به هم ندید خورشید فتح، روی سعادت نشان نداد! شمشیر تیز وحدت و ایمان، جلا دهید با این جهاز جنگ، ‌مجاهد کند جهاد استاد...

شاهد از هر سو به سیمایی تجلی می‌کند چشم عاشق از پی دیدار یار آید به کار باز کن چشم تأمل، در کتاب کوه و دشت تا طبیعت با تو چون آموزگار...

ملامتِ همه عالم به جان کشم خرسند اگر خدای من است از خطای من خشنود! و گر خدای نخواهد، خطای من بخشید «شفاعت همه پیغمبران ندارد، سود» استاد...

بیا که جز به خدا، از خدا، گریزی نیست جزا دهنده قهّار، غافر است و ودود گناهکار بدو هر چه باز گرد دیر گناه بخش، بزرگش گنه ببخشد، زود استاد...

تو را به آه اسیرانِ اشک و آه انگیز تو را به خون شهیدان خاک و خون آلود! دعای خسته دلان،‌مستجاب کن، یا رب! که بر سلاله اطهار و طاهرات، درود ...

شنیده‌ام که تو کوهی به کاه، می‌بخشی چرا جهان نتوانی، به ناله‌ای بخشود؟! هماره دفتر عمرم به پیش چشمم دار! مگر به اشک توان آن سطور زشت،...