تا پای طلب به دامن دل نرسید هر چند ز خود رفت به منزل نرسید هشدار کزین محیط گم گشته کنار جز موج گهر، کسی به ساحل نرسید عبدالقادربیدل دهلوی

تحقیق ز اشکال توهم گردد دریا کف و موج از این تلاطم گردد از عالم تشبیه، تنزه(1) مطلب چون سنگ صنم شود صمد گم گردد عبدالقادربیدل دهلوی 1....

تحقیق بسی به غفلتم افسون کرد تدبیر یقین جگر به جهلم خون کرد آیینه شکستم که دویی گردد محو کثرت بالید و حیرتم افزون کرد عبدالقادربیدل دهلوی

تا بال گشوده‌ای قفس می‌شکند تا دم زده‌ای ساز هوس می‌شکند چون کارگه حباب مینای ظهور چندان تنگ است کز نفس می‌شکند عبدالقادربیدل دهلوی

جمعی ز بها و عیش نقد آیینند آیینه به دستند و چمن می‌بینند جمعی به خیال می‌نشانند محال تا صبح قیامت دمد و گل چینند عبدالقادربیدل دهلوی

تا چند طلب رنگ قرارت شکند یا وعده به گرد انتظارت شکند آن شیشه که در طاق توقع داری بر سنگ انداز تا خمارت شکند عبدالقادربیدل دهلوی

جمعی پی تحصیل و هنر می‌آیند جمعی به تلاش سیم و زر می‌آیند بر قصر خیال نردبان‌های هوس می‌چینند آن قدر که بر می‌آیند عبدالقادربیدل دهلوی

جمعی که به کسب علم و فن نازیدند در عالم فضل ناقبولی دیدند چون بط همه تر دماغ سودای شنا رفتند به بحر و خشک برگردیدند عبدالقادربیدل دهلوی

جایی خودیت ناز حقیقی دارد جایی آثار کبر و دعوی دارد در هر صورت ز خود نباشی غافل این لفظ هزار رنگ و معنی دارد عبدالقادربیدل دهلوی

جاه و مالی که در رهت خار نشاند باید به سهولت از بر خویشش راند چون بیش شد این خار به دامانت جمع زحمت بینی دمی که خواهی افشاند عبدالقادربیدل...