مهدوی

به پای گل نرگس بریزید گل یاس

به پای گل نرگس بریزید گل یاس بخوانید حضورش همه روضه ی عباس بگویید بگویید ز بی دستی سقا کجایی گل زهرا، کجایی گل زهرا

مهدوی

سینه ای سوخته از آتش هجران دارم

سینه ای سوخته از آتش هجران دارم سال ها از غم تو سر به گریبان دارم یا که جانم بستان یا به وصالت برسان بیش از اینها نه دگر طاقت هجران دارم

مهدوی

تا کی به فراغ تو کنم گریه شب و روز

تا کی به فراغ تو کنم گریه شب و روز این دیده گریان که دگر آب ندارد ای روشنی ظلمت و تاریکی قبرم این خانه به جز نور تو مهتاب ندارد

مهدوی

دل خود زده ام گره بر در تو

دل خود زده ام گره بر در تو چه شود که رسم بر محضر تو من نا قابل به تو دل بستم نکشی دامان خود از دستم یا ابا صالح مددی مولا

مهدوی

غم مخور کز بهر اصلاح بشر مهدی بیاید

گر به جز یک روز از عمر جهان باقی نماند اندر آن یک روز با فتح و ظفر مهدی بیاید اهل عالم را اگر افکنده عصیان در تباهی غم مخور کز بهر اصلاح بشر...

مهدوی

کی شود یا رب امام منتظر مهدی بیاید

کی شود یا رب امام منتظر مهدی بیاید آن ولیّ الله غایب از نظر مهدی بیاید در دل ما آرزویش بر لب ما گفتگویش چشم محرومان بسویش کی ز در مهدی بیاید

مهدوی

بود جمال تو آیینه‌ی خدا مهدی

بود جمال تو آیینه‌ی خدا مهدی که در جمال تو غیر از خدا نمی بینم نمی کنی ز مراعات حال ما غفلت که این سجّیه به جز از شما نمی بینم

مهدوی

خوشتر از وعده‌ی دیدار وصل تو نویدی نبود

به کسی جز توام ای دوست اُمیدی نبود خوشتر از وعده‌ی دیدار وصل تو نویدی نبود جز نگاه تو که هر غمزده را تسکین است شب حرمان مرا نور امیدی نبود

مهدوی

خوش آن لحظه که آریم به سوی تو نیازی

خوش آن لحظه که آریم به سوی تو نیازی همه پشت سر تو بخوانیم نمازی برد نغمه ی حمدت به هر آیه دل از ما کجایی گل زهرا، کجایی گل زهرا

مهدوی

نظری که دلم شده عاشق تو

اگرم نبود دل لایق تو نظری که دلم شده عاشق تو به خدا هستی همه هستم به تو دل بستم به تو دل بستم یا ابا صالح مددی مولا