آن نگيني که منش مي‌طلبم با جم نيست
آن نگيني که منش مي‌طلبم با جم نيست شاعر : خواجوي کرماني وان مسيحي که منش ديده‌ام از مريم نيست آن نگيني که منش مي‌طلبم...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اگر ترا غم امثال ما بود غم نيست
اگر ترا غم امثال ما بود غم نيست شاعر : خواجوي کرماني که درد را چو اميد دوا بود غم نيست اگر ترا غم امثال ما بود غم...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اهل دل را از لب شيرين جانان چاره نيست
اهل دل را از لب شيرين جانان چاره نيست شاعر : خواجوي کرماني طوطي خوش نغمه را از شکرستان چاره نيست اهل دل را از لب...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
کدام دل که گرفتار و پاي بند تو نيست
کدام دل که گرفتار و پاي بند تو نيست شاعر : خواجوي کرماني کدام صيد که در آرزوي بند تو نيست کدام دل که گرفتار و پاي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
در سر زلف سياه تو چه سوداست که نيست
در سر زلف سياه تو چه سوداست که نيست شاعر : خواجوي کرماني وز غم عشق تو در شهر چه غوغاست که نيست در سر زلف سياه تو...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
شمع ما مامول هر پروانه نيست
شمع ما مامول هر پروانه نيست شاعر : خواجوي کرماني گنج ما محصول هر ويرانه نيست شمع ما مامول هر پروانه نيست هر که...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
شمع ما شمعيست کو منظور هر پروانه نيست
شمع ما شمعيست کو منظور هر پروانه نيست شاعر : خواجوي کرماني گنج ما گنجيست کو در کنج هر ويرانه نيست شمع ما شمعيست...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
گرچه کاري چو عشقبازي نيست
گرچه کاري چو عشقبازي نيست شاعر : خواجوي کرماني بگذر از وي که جاي بازي نيست گرچه کاري چو عشقبازي نيست پيش صاحبدلان...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
مشنو که مرا با لب لعلت هوسي نيست
مشنو که مرا با لب لعلت هوسي نيست شاعر : خواجوي کرماني کاندر شکرستان شکري بي مگسي نيست مشنو که مرا با لب لعلت هوسي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
هيچ دل نيست که ميلش بدلارائي نيست
هيچ دل نيست که ميلش بدلارائي نيست شاعر : خواجوي کرماني ضايع آن ديده که برطلعت زيبائي نيست هيچ دل نيست که ميلش بدلارائي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
بر سر کوي خرابات محبت کوئيست
بر سر کوي خرابات محبت کوئيست شاعر : خواجوي کرماني که مرا بر سر آن کوي نظر بر سوئيست بر سر کوي خرابات محبت کوئيست...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ديشب دلم ز ملک دو عالم خبر نداشت
ديشب دلم ز ملک دو عالم خبر نداشت شاعر : خواجوي کرماني جانم ز غم برآمد و از غم خبر نداشت ديشب دلم ز ملک دو عالم خبر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
کاروان خيمه به صحرا زد و محمل بگذشت
کاروان خيمه به صحرا زد و محمل بگذشت شاعر : خواجوي کرماني سيلم از ديده روان گشت و ز منزل بگذشت کاروان خيمه به صحرا...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي قمر تابي از بناگوشت
اي قمر تابي از بناگوشت شاعر : خواجوي کرماني شکر آبي ز چشمه‌ي نوشت اي قمر تابي از بناگوشت واهوان صيد خواب خرگوشت...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
لعل شيرين تو وصفش بر شکر بايد نوشت
لعل شيرين تو وصفش بر شکر بايد نوشت شاعر : خواجوي کرماني مهر رخسار تو شرحش بر قمر بايد نوشت لعل شيرين تو وصفش بر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
منزل ار يار قرينست چه دوزخ چه بهشت
منزل ار يار قرينست چه دوزخ چه بهشت شاعر : خواجوي کرماني سجده گه گر بنيازست چه مسجد چه کنشت منزل ار يار قرينست چه...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ز کفر زلفت ايمان مي‌توان يافت
ز کفر زلفت ايمان مي‌توان يافت شاعر : خواجوي کرماني ز لعلت آب حيوان مي‌توان يافت ز کفر زلفت ايمان مي‌توان يافت ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
هيچ داري خبر اي يار که آن يار برفت
هيچ داري خبر اي يار که آن يار برفت شاعر : خواجوي کرماني يا شنيدي ز کسي کان بت عيار برفت هيچ داري خبر اي يار که آن...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ترک من ترک من بي سر و پا کرد و برفت
ترک من ترک من بي سر و پا کرد و برفت شاعر : خواجوي کرماني جگرم را هدف تير بلا کرد و برفت ترک من ترک من بي سر و پا...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ابر نيسان باغ را در للي لالا گرفت
ابر نيسان باغ را در للي لالا گرفت شاعر : خواجوي کرماني باد بستان دشت را در عنبر سارا گرفت ابر نيسان باغ را در للي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390