ياد باد آنکو مرا هرگز نگويد ياد باد
ياد باد آنکو مرا هرگز نگويد ياد باد شاعر : خواجوي کرماني کي رود از يادم آنکش من نمي‌آيم بياد ياد باد آنکو مرا هرگز...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
پيه سوز چشم من سرشمع ايوان تو باد
پيه سوز چشم من سرشمع ايوان تو باد شاعر : خواجوي کرماني جان من پروانه‌ي شمع شبستان تو باد پيه سوز چشم من سرشمع ايوان...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
نسيم باد صبا جان من فداي تو باد
نسيم باد صبا جان من فداي تو باد شاعر : خواجوي کرماني بيا گرم خبري زان نگار خواهي داد نسيم باد صبا جان من فداي تو...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
تا دلم در خم آن زلف سمن‌سا افتاد
تا دلم در خم آن زلف سمن‌سا افتاد شاعر : خواجوي کرماني کار من همچو سر زلف تو در پا افتاد تا دلم در خم آن زلف سمن‌سا...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
چوعکس روي تو در ساغر شراب افتاد
چوعکس روي تو در ساغر شراب افتاد شاعر : خواجوي کرماني چه جاي تاب که آتش در آفتاب افتاد چوعکس روي تو در ساغر شراب...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
چون بديدم لعل او گفتم دل شوريده‌ام
چون بديدم لعل او گفتم دل شوريده‌ام شاعر : خواجوي کرماني همچو طوطي زين شکر در شور وشر خواهد فتاد چون بديدم لعل او...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
گهي که شرح فراقت کنم بديده سواد
گهي که شرح فراقت کنم بديده سواد شاعر : خواجوي کرماني شود سياهي چشمم روان بجاي مداد گهي که شرح فراقت کنم بديده سواد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
چون سنبل تو سلسله بر ارغوان نهاد
چون سنبل تو سلسله بر ارغوان نهاد شاعر : خواجوي کرماني آشوب در نهاد من ناتوان نهاد چون سنبل تو سلسله بر ارغوان نهاد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
بدان ورق که صبا در کف شکوفه نهاد
بدان ورق که صبا در کف شکوفه نهاد شاعر : خواجوي کرماني بدان عرق که سحر بر عذار لاله فتاد بدان ورق که صبا در کف شکوفه...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ياد باد آنکه نياورد ز من روزي ياد
ياد باد آنکه نياورد ز من روزي ياد شاعر : خواجوي کرماني شادي آنکه نبودم نفسي از وي شاد ياد باد آنکه نياورد ز من روزي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
دل من زحمت جان برنتابد
دل من زحمت جان برنتابد شاعر : خواجوي کرماني که در ملکي دو سلطان برنتابد دل من زحمت جان برنتابد عنان از کوي جانان...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
هندوئي را باغبان سوي گلستان مي‌فرستد
هندوئي را باغبان سوي گلستان مي‌فرستد شاعر : خواجوي کرماني يا به ياقوت تو سنبل خط ريحان مي‌فرستد هندوئي را باغبان...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
چون مرا ديده بر آن آتش رخسار افتد
چون مرا ديده بر آن آتش رخسار افتد شاعر : خواجوي کرماني آتشم بردل پرخون جگر خوار افتد چون مرا ديده بر آن آتش رخسار...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
از باد صبا در سر زلفش چو خم افتد
از باد صبا در سر زلفش چو خم افتد شاعر : خواجوي کرماني صد عاشق دلسوخته در بحر غم افتد از باد صبا در سر زلفش چو خم...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
چون طره عنبر شکنش در شکن افتد
چون طره عنبر شکنش در شکن افتد شاعر : خواجوي کرماني از سنبل تر سلسله برنسترن افتد چون طره عنبر شکنش در شکن افتد ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
هر کرا يار يار مي‌افتد
هر کرا يار يار مي‌افتد شاعر : خواجوي کرماني مقبل و بختيار مي‌افتد هر کرا يار يار مي‌افتد هر دمم در کنار مي‌افتد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
مه چنين دلستان نمي‌افتد
مه چنين دلستان نمي‌افتد شاعر : خواجوي کرماني سرو از اينسان روان نمي‌افتد مه چنين دلستان نمي‌افتد که يقين درگمان...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
لطافت دهنش در بيان نمي‌گنجد
لطافت دهنش در بيان نمي‌گنجد شاعر : خواجوي کرماني حلاوت سخنش در زبان نمي‌گنجد لطافت دهنش در بيان نمي‌گنجد ز من...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اگر آن ماه مهربان گردد
اگر آن ماه مهربان گردد شاعر : خواجوي کرماني غم دل غمگسار جان گردد اگر آن ماه مهربان گردد همه اجزاي من زبان گردد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ز جام عشق تو عقلم خراب مي‌گردد
ز جام عشق تو عقلم خراب مي‌گردد شاعر : خواجوي کرماني ز تاب مهر تو جانم کباب مي‌گردد ز جام عشق تو عقلم خراب مي‌گردد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390