بايزيد آمد شبي بيرون ز شهر
بايزيد آمد شبي بيرون ز شهر شاعر : عطار از خروش خلق خالي ديد شهر بايزيد آمد شبي بيرون ز شهر شب شده از پرتو او...
شنبه، 6 فروردين 1390
گفت روزي شاه مسعود از قضا
گفت روزي شاه مسعود از قضا شاعر : عطار اوفتاده بود از لشگر جدا گفت روزي شاه مسعود از قضا ديد بر دريا نشسته کودکي...
شنبه، 6 فروردين 1390
خونيي را کشت شاهي در عقاب
خونيي را کشت شاهي در عقاب شاعر : عطار ديد آن صوفي مگر او را به خواب خونيي را کشت شاهي در عقاب گاه خرم گه خرامان...
شنبه، 6 فروردين 1390
ناگهي محمود شد سوي شکار
ناگهي محمود شد سوي شکار شاعر : عطار اوفتاد از لشگر خود برکنار ناگهي محمود شد سوي شکار خار وي بفتاد وي خاريد سر...
شنبه، 6 فروردين 1390
شيخ نوقاني بنيشابور شد
شيخ نوقاني بنيشابور شد شاعر : عطار رنج راه آمد برو رنجور شد شيخ نوقاني بنيشابور شد گرسنه افتاده بد بي‌توشه‌اي...
شنبه، 6 فروردين 1390
بود آن ديوانه دل برخاسته
بود آن ديوانه دل برخاسته شاعر : عطار برهنه مي‌رفت و خلق آراسته بود آن ديوانه دل برخاسته هم چو خلقان دگر کن خرمم...
شنبه، 6 فروردين 1390
رابعه در راه کعبه هفت سال
رابعه در راه کعبه هفت سال شاعر : عطار گشت بر پهلو زهي تاج الرجال رابعه در راه کعبه هفت سال گفت آخر يافتم حجي...
شنبه، 6 فروردين 1390
بود در کنجي يکي ديوانه خوار
بود در کنجي يکي ديوانه خوار شاعر : عطار پيش او شد آن عزيز نامدار بود در کنجي يکي ديوانه خوار هست در اهليتت جمعيتي...
شنبه، 6 فروردين 1390
کرده بود آن مرد بسياري گناه
کرده بود آن مرد بسياري گناه شاعر : عطار توبه کرد از شرم، بازآمد به راه کرده بود آن مرد بسياري گناه توبه بشکست...
شنبه، 6 فروردين 1390
يک شبي روح الامين در سد ره بود
يک شبي روح الامين در سد ره بود شاعر : عطار بانگ لبيکي ز حضرت مي‌شنود يک شبي روح الامين در سد ره بود مي‌ندانم...
شنبه، 6 فروردين 1390
صوفيي مي‌رفت در بغداد زود
صوفيي مي‌رفت در بغداد زود شاعر : عطار در ميان راه آوازي شنود صوفيي مي‌رفت در بغداد زود مي‌فروشم سخت ارزان، کو...
شنبه، 6 فروردين 1390
حق تعالي گفت قارون زار زار
حق تعالي گفت قارون زار زار شاعر : عطار خواند اي موسي ترا هفتاد بار حق تعالي گفت قارون زار زار گر بزاري يک رهم...
شنبه، 6 فروردين 1390
چون بمرد آن مرد مفسد در گناه
چون بمرد آن مرد مفسد در گناه شاعر : عطار گفت مي‌بردند تابوتش به راه چون بمرد آن مرد مفسد در گناه تا نبايد کرد...
شنبه، 6 فروردين 1390
گفت عباسه که روز رستخيز
گفت عباسه که روز رستخيز شاعر : عطار چون زهيبت خلق افتد در گريز گفت عباسه که روز رستخيز رويها گردد به يک ساعت...
شنبه، 6 فروردين 1390
گم شد از بغداد شبلي چندگاه
گم شد از بغداد شبلي چندگاه شاعر : عطار کس بسوي او کجا مي‌برد راه گم شد از بغداد شبلي چندگاه در مخنث خانه‌اي ديدش...
شنبه، 6 فروردين 1390
در خصومت آمدند و در جفا
در خصومت آمدند و در جفا شاعر : عطار دو مرقع پوش در دار القضا در خصومت آمدند و در جفا گفت صوفي خوش نباشد جنگ‌ساز...
شنبه، 6 فروردين 1390
بود اندر مصر شاهي نامدار
بود اندر مصر شاهي نامدار شاعر : عطار مفلسي بر شاه عاشق گشت زار بود اندر مصر شاهي نامدار خواند حالي عاشق گم‌راه...
شنبه، 6 فروردين 1390
يافت مردي گورکن عمري دراز
يافت مردي گورکن عمري دراز شاعر : عطار سايلي گفتش که چيزي گوي باز يافت مردي گورکن عمري دراز چه عجايب ديده‌اي در...
شنبه، 6 فروردين 1390
يک شبي عباسه گفت اي حاضران
يک شبي عباسه گفت اي حاضران شاعر : عطار اين همه گر پر شوند از کافران يک شبي عباسه گفت اي حاضران از سر صدقي کنند...
شنبه، 6 فروردين 1390
ژنده‌اي پوشيد، مي‌شد پير راه
ژنده‌اي پوشيد، مي‌شد پير راه شاعر : عطار ناگهان او رابديد آن پادشاه ژنده‌اي پوشيد، مي‌شد پير راه پير گفت اي بي‌خبر،...
شنبه، 6 فروردين 1390