کنون که از کمر کوه، موج لاله گذشت
کنون که از کمر کوه، موج لاله گذشت شاعر : صائب تبريزي بيار کشتي مي، نوبت پياله گذشت کنون که از کمر کوه، موج لاله...
شنبه، 6 فروردين 1390
از سر خرده‌ي جان سخت دليرانه گذشت
از سر خرده‌ي جان سخت دليرانه گذشت شاعر : صائب تبريزي آفرين باد به پروانه که مردانه گذشت از سر خرده‌ي جان سخت دليرانه...
شنبه، 6 فروردين 1390
تابه فکر خود فتادم، روزگار از دست رفت
تابه فکر خود فتادم، روزگار از دست رفت شاعر : صائب تبريزي تا شدم از کار واقف، وقت کار از دست رفت تابه فکر خود فتادم،...
شنبه، 6 فروردين 1390
دنبال دل کمند نگاه کسي مباد
دنبال دل کمند نگاه کسي مباد شاعر : صائب تبريزي اين برق در کمين گياه کسي مباد دنبال دل کمند نگاه کسي مباد هيچ...
شنبه، 6 فروردين 1390
هر ذره ازو در سر، سوداي دگر دارد
هر ذره ازو در سر، سوداي دگر دارد شاعر : صائب تبريزي هر قطره ازو در دل، درياي دگر دارد هر ذره ازو در سر، سوداي دگر...
شنبه، 6 فروردين 1390
خوش آن که از دو جهان گوشه‌ي غمي دارد
خوش آن که از دو جهان گوشه‌ي غمي دارد شاعر : صائب تبريزي هميشه سر به گريبان ماتمي دارد خوش آن که از دو جهان گوشه‌ي...
شنبه، 6 فروردين 1390
آزاده‌ي ما برگ سفر هيچ ندارد
آزاده‌ي ما برگ سفر هيچ ندارد شاعر : صائب تبريزي جز دامن خالي به کمر هيچ ندارد آزاده‌ي ما برگ سفر هيچ ندارد آسوده...
شنبه، 6 فروردين 1390
جوياي تو با کعبه‌ي گل کار ندارد
جوياي تو با کعبه‌ي گل کار ندارد شاعر : صائب تبريزي آيينه‌ي ما روي به ديوار ندارد جوياي تو با کعبه‌ي گل کار ندارد...
شنبه، 6 فروردين 1390
از فسون عالم اسباب خوابم مي‌برد
از فسون عالم اسباب خوابم مي‌برد شاعر : صائب تبريزي پيش پاي يک جهان سيلاب خوابم مي‌برد از فسون عالم اسباب خوابم مي‌برد...
شنبه، 6 فروردين 1390
مکتوب من به خدمت جانان که مي‌برد؟
مکتوب من به خدمت جانان که مي‌برد؟ شاعر : صائب تبريزي برگ خزان رسيده به بستان که مي‌برد؟ مکتوب من به خدمت جانان که...
شنبه، 6 فروردين 1390
تا به کي درخواب سنگين روزگارم بگذرد
تا به کي درخواب سنگين روزگارم بگذرد شاعر : صائب تبريزي زندگي در سنگ خارا چون شرارم بگذرد تا به کي درخواب سنگين روزگارم...
شنبه، 6 فروردين 1390
چاره‌ي دل عقل پر تدبير نتوانست کرد
چاره‌ي دل عقل پر تدبير نتوانست کرد شاعر : صائب تبريزي خضر اين ويرانه را تعمير نتوانست کرد چاره‌ي دل عقل پر تدبير...
شنبه، 6 فروردين 1390
دل را به زلف پرچين، تسخير مي‌توان کرد
دل را به زلف پرچين، تسخير مي‌توان کرد شاعر : صائب تبريزي اين شير را به مويي، زنجير مي‌توان کرد دل را به زلف پرچين،...
شنبه، 6 فروردين 1390
نه پشت پاي بر انديشه مي‌توانم زد
نه پشت پاي بر انديشه مي‌توانم زد شاعر : صائب تبريزي نه اين درخت غم از ريشه مي‌توانم زد نه پشت پاي بر انديشه مي‌توانم...
شنبه، 6 فروردين 1390
شعله‌ي شوق من از پا ننشيند صائب
شعله‌ي شوق من از پا ننشيند صائب شاعر : صائب تبريزي تا دل تشنه به آن چاه زنخدان نرسد شعله‌ي شوق من از پا ننشيند صائب...
شنبه، 6 فروردين 1390
گردنکشي به سرو سرافراز مي‌رسد
گردنکشي به سرو سرافراز مي‌رسد شاعر : صائب تبريزي آزاده را به عالميان ناز مي‌رسد گردنکشي به سرو سرافراز مي‌رسد ...
شنبه، 6 فروردين 1390
هر ساغري به آن لب خندان نمي‌رسد
هر ساغري به آن لب خندان نمي‌رسد شاعر : صائب تبريزي هر تشنه‌لب به چشمه‌ي حيوان نمي‌رسد هر ساغري به آن لب خندان نمي‌رسد...
شنبه، 6 فروردين 1390
شوق مي از بهار گل‌اندام تازه شد
شوق مي از بهار گل‌اندام تازه شد شاعر : صائب تبريزي پيوند بوسه‌ها به لب جام تازه شد شوق مي از بهار گل‌اندام تازه...
شنبه، 6 فروردين 1390
زان سفله حذر کن که توانگر شده باشد
زان سفله حذر کن که توانگر شده باشد شاعر : صائب تبريزي زان موم بينديش که عنبر شده باشد زان سفله حذر کن که توانگر...
شنبه، 6 فروردين 1390
به زير چرخ دل شادمان نمي‌باشد
به زير چرخ دل شادمان نمي‌باشد شاعر : صائب تبريزي گل شکفته درين بوستان نمي‌باشد به زير چرخ دل شادمان نمي‌باشد ...
شنبه، 6 فروردين 1390