تو سروي ، بر نشايد چيدن از تو
تو سروي ، بر نشايد چيدن از تو شاعر : اوحدي مراغه اي تو ماهي، مهر نتوان ديدن از تو تو سروي ، بر نشايد چيدن از تو...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
گر صبر و زر بودي مرا، کارم چو زر مي‌شد ز تو
گر صبر و زر بودي مرا، کارم چو زر مي‌شد ز تو شاعر : اوحدي مراغه اي بي صبرم، ارنه کار من نوعي دگر مي‌شد ز تو گر صبر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي آنکه، نيست جز بر يار انتعاش تو
اي آنکه، نيست جز بر يار انتعاش تو شاعر : اوحدي مراغه اي بس مي‌خروشد آن سخن دل‌خراش تو اي آنکه، نيست جز بر يار انتعاش...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي نور چشم من ز رخ لاله‌رنگ تو
اي نور چشم من ز رخ لاله‌رنگ تو شاعر : اوحدي مراغه اي سوگند سخت من به دل همچو سنگ تو اي نور چشم من ز رخ لاله‌رنگ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ترا گزيد دل من،مرا گزيد غم تو
ترا گزيد دل من،مرا گزيد غم تو شاعر : اوحدي مراغه اي به حال من نظري کن، که مردم از ستم تو ترا گزيد دل من،مرا گزيد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي خرمن گل خوشه‌چين پيش تن و اندام تو
اي خرمن گل خوشه‌چين پيش تن و اندام تو شاعر : اوحدي مراغه اي بلبل نخواند، وصف گل تا من نگويم نام تو اي خرمن گل خوشه‌چين...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي رشک گل تازه رخ چون سمن تو
اي رشک گل تازه رخ چون سمن تو شاعر : اوحدي مراغه اي عرعر خجل از قد چو سرو چمن تو اي رشک گل تازه رخ چون سمن تو ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي ترک، دل ما را خوش‌دار به جان تو
اي ترک، دل ما را خوش‌دار به جان تو شاعر : اوحدي مراغه اي مگذار تن مارا لاغر چو ميان تو اي ترک، دل ما را خوش‌دار...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
به جان من، به جان من، به جان تو، به جان تو
به جان من، به جان من، به جان تو، به جان تو شاعر : اوحدي مراغه اي که نام من نفرمايي فراموش از زبان تو به جان من،...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
به چشم سر هدف سازم دل خود را به جان تو
به چشم سر هدف سازم دل خود را به جان تو شاعر : اوحدي مراغه اي اگر بر نام من تيري بيندازد کمان تو به چشم سر هدف سازم...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
زود شود باز بسته‌ي تو
زود شود باز بسته‌ي تو شاعر : اوحدي مراغه اي عاشق از دام جسته‌ي تو زود شود باز بسته‌ي تو عارض چون لاله دسته‌ي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
دل من خسته‌ي ياريست بي‌تو
دل من خسته‌ي ياريست بي‌تو شاعر : اوحدي مراغه اي تنم در قيد بيماريست بي‌تو دل من خسته‌ي ياريست بي‌تو کرا خود غير...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
گر چه زان ما گشتي، سر ما چه داني تو؟
گر چه زان ما گشتي، سر ما چه داني تو؟ شاعر : اوحدي مراغه اي ور چه مات مي‌خوانيم، اين دعا چه داني تو؟ گر چه زان ما...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي مدد تيره شب از موي تو
اي مدد تيره شب از موي تو شاعر : اوحدي مراغه اي روز مرا روشني از روي تو اي مدد تيره شب از موي تو خاک نسيمي که...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
سوي من شادي نيايد،تا نيايم سوي تو
سوي من شادي نيايد،تا نيايم سوي تو شاعر : اوحدي مراغه اي روي شادي آن زمان بينم که بينم روي تو سوي من شادي نيايد،تا...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
روزي بنه به خوردن مي‌پاي در قرق
روزي بنه به خوردن مي‌پاي در قرق شاعر : اوحدي مراغه اي تا ما به سر کشيم چو صافي کدوي تو روزي بنه به خوردن مي‌پاي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
دل به تو داديم و شکستي، برو
دل به تو داديم و شکستي، برو شاعر : اوحدي مراغه اي سينه‌ي ما را چو بخستي ، برو دل به تو داديم و شکستي، برو چون...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
حسن مصرست و رخ چون قمرت مير درو
حسن مصرست و رخ چون قمرت مير درو شاعر : اوحدي مراغه اي عشق زندان و حصارش که شدم پير درو حسن مصرست و رخ چون قمرت مير...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
امشب از پيش من شيفته دل دور مرو
امشب از پيش من شيفته دل دور مرو شاعر : اوحدي مراغه اي نور چشم مني، اي چشم مرا نور،مرو امشب از پيش من شيفته دل دور...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
آن چشم مست بين، که دلم گشت زار ازو
آن چشم مست بين، که دلم گشت زار ازو شاعر : اوحدي مراغه اي اي دوستان، بسوخت مرا، زينهار ازو! آن چشم مست بين، که دلم...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390