دختر مشکل‌پسند
«تائیا» هیجده ساله شده بود. او دختری بود بلند بالا و لاغر اندام و دارای زیبایی و لطافت خاص دختران تاهیتی. پدرش فرمانروای بخش بزرگ «ماراآ» و «راآتیرا»...
سه‌شنبه، 4 خرداد 1395
معتقدات پولینزیان درباره‌ی روان‌ها
دنیای فراسوی دنیای مادی، دنیای پس از مرگ برای انسان ابتدایی نیز چون انسان متمدن مسئله و معمایی است اضطراب‌انگیز. هم انسان ابتدایی و هم انسان...
سه‌شنبه، 4 خرداد 1395
پیکار موئه‌آوا
در «رهاگا»، کنار دریاچه‌ی «ماکمو»، در چند متری آب، سنگ بزرگ گرد و صافی است که چندین صدکیلوگرم وزن دارد و آن را سنگ «موئه‌آوا» می‌نامند.
سه‌شنبه، 4 خرداد 1395
تونگاتابو
از نخستین روشنایی روز که دیده از خواب می‌گشود تا آن دم که نخستین ستاره در آسمان پیدا می‌شد و بعد شب آن را از افق می‌زدود، آن را می‌دید. کاری...
سه‌شنبه، 4 خرداد 1395
غار «ته آنا مارارا آ ره‌ره آ تائو»
«ته آنا مارارا آ ره‌ره آ تائو» یکی از غارهای بسیاری است که «پاپنوئی»، رودخانه‌ی بزرگ تاهیتی، که از قله‌های بلند کوه‌های جزیره سرازیر می‌شود کنده...
سه‌شنبه، 4 خرداد 1395
افسانه‌ی تئی‌تی پسر توآکائو
«توئی‌کورا» و زنش «توآکائو» دارای پسری شدند و او را «تئی‌تی» نام دادند، لیکن این پسر بیش از چند ماه زنده نماند و شبی افتاد و مرد و هیچ یک از...
سه‌شنبه، 4 خرداد 1395
موتوتابو
کسی نمی‌تواند شب را در جزیره‌ی تابو بگذراند و زنده بماند؛... جزیره‌ی تابو در دریاچه‌ی «هاآپاپه»، در بیست کیلومتری «پاپی‌تی» و در نزدیکی‌های ساحل...
سه‌شنبه، 4 خرداد 1395
افسانه‌ی پوناآئوئیا
در شب‌هایی که قرص ماه به رنگ سرخ درمی‌آید و بر ابرهایی که گرد او را فرا می‌گیرند لکه‌های خون می‌پاشد، پیران بخش «پوناآئوئیا» دوست دارند که به...
سه‌شنبه، 4 خرداد 1395
افسانه‌ی مائی‌ئور
آن روز من در فاره‌ی (خانه) «تئیوا» بودم، و او مهماندار من بود. درخت نان بزرگی سایه‌ی خود را بر سر ما گسترده بود و نمی‌گذاشت گرمای خورشید به ما...
سه‌شنبه، 4 خرداد 1395
قصه‌ی دو خواهر خوانده
«هینا» و «کائه‌آ» از کودکی دوست بودند و به هم‌دیگر چون دو خواهر از یک پدر و مادر مهر می‌ورزیدند. هینا در جزیره‌ی «رائی آتئا»، در دهکده‌ی «اوپوآ»،...
سه‌شنبه، 4 خرداد 1395
سوسمار بزرگ فاتائوآ
در زمان‌های بسیار قدیم عده‌‌ی تاهیتیان چندان زیاد بود که در کنار دریا جا برای همه‌ی آنان نبود و گروه بزرگی از آنان در غارهایی در ته دره نشیمن...
سه‌شنبه، 4 خرداد 1395
افسانه‌ی وئی
در «تئاهوپوئو» واقع در شبه‌جزیره‌ی «تائیاراپو» غاری است که به مناسبت تاریکی و آبی که در آن است آن را «آناپوئی‌ری»، یعنی «غار تاریک» یا «وائی‌پوئی‌ری»،...
سه‌شنبه، 4 خرداد 1395
افسانه‌ی نارگیل
باد ناگهان برخاسته بود و موج‌های آن شاخه‌های درختان نارگیل را در کنار دریا تکان می‌داد. «واهینه‌موئه‌آ» که در چشمان سیاهش شراره‌ی شرارتی دیده...
سه‌شنبه، 4 خرداد 1395
خداوندگار هیرو
هیرو فرزند «موئه‌ترائوری» شاه «بورا - بورا»، و «فایمانو»، زنی از سرزمین «تاهاآ»، است. او آدمیزاد است، لیکن آدمیزادی است که خدایان از نخستین دم...
سه‌شنبه، 4 خرداد 1395
افسانه‌ی ماهی پرنده
به هنگام مسافرت در کنار آب سنگ‌هایی که جزایر اقیانوس آرام را تشکیل می‌دهند، در روز بارها دسته‌های به هم فشرده‌ی ماهیان را می‌بینیم که از آب بیرون...
شنبه، 1 خرداد 1395
افسانه‌ی موئورئا
این افسانه‌ از چند داستان ترکیب یافته است: داستان در آتش رفتن، داستان موئورئا، داستان مارماهی‌ای که گوش‌هایی چون گوش‌های آدمیزادگان داشت.
شنبه، 1 خرداد 1395
افسانه‌ی رنگین‌کمان
جادوگر بزرگ، دانای راز ستارگان، از مدت‌ها پیش خشکسالی بزرگی را پیشگویی کرده بود، لیکن بر این پیشگویی مدتی چنان دراز گذشته بود که مردمان بی‌خیال...
شنبه، 1 خرداد 1395
عنکبوت دریایی و موش
من تعطیلات خود را در جزیره‌ی «هیوا - هوآ»، مهم‌ترین جزیره‌ی مجمع‌الجزایر مارکیز، می‌گذرانیدم که از آن‌جا تا تاهیتی با کشتی چند روز راه است.
شنبه، 1 خرداد 1395
افسانه‌ی موج‌ها
باد همه‌ی روز را بر دریا وزیده بود و دریا در زیر آسان تیره به رنگ تیره درآمده بود. همه‌ی روز را موج‌ها بر ساحل و سنگ‌های ساحلی تاخته، و ریگ‌ها...
شنبه، 1 خرداد 1395
افسانه‌ی مائوئی
در آغاز آفرینش جهان خورشید با خود اندیشید که قسمت او بد بوده است زیرا می‌بایست به تنهایی کار بکند. چون زمین را در زیر پای خود نگاه می‌کرد و ساکنان...
شنبه، 1 خرداد 1395