جفا پل بود، بر عاشق شکستي
جفا پل بود، بر عاشق شکستي شاعر : خاقاني وفا گل بود، بر دشمن فشاندي جفا پل بود، بر عاشق شکستي برفتي خاک بر روزن...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
جان از تنم برآيد چون از درم درآئي
جان از تنم برآيد چون از درم درآئي شاعر : خاقاني لب را به جاي جاني بنشان به کدخدائي جان از تنم برآيد چون از درم درآئي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
هر زمان بر جان من باري نهي
هر زمان بر جان من باري نهي شاعر : خاقاني وين دل غم‌خواره را خاري نهي هر زمان بر جان من باري نهي مهر بر چون من...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ديدي که هيچگونه مراعات من نکردي
ديدي که هيچگونه مراعات من نکردي شاعر : خاقاني در کار من قدم ننهادي به پاي‌مردي ديدي که هيچگونه مراعات من نکردي ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ز بدخوئي دمي خو وانکردي
ز بدخوئي دمي خو وانکردي شاعر : خاقاني مراعاتي بجاي ما نکردي ز بدخوئي دمي خو وانکردي از آن يک‌ذره کمتر وانکردي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
کاشکي جز تو کسي داشتمي
کاشکي جز تو کسي داشتمي شاعر : خاقاني يا به تو دسترسي داشتمي کاشکي جز تو کسي داشتمي هم‌دم خويش کسي داشتمي يا...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
درآ کز يک نظر جان تازه کردي
درآ کز يک نظر جان تازه کردي شاعر : خاقاني بسا عشق کهن کان تازه کردي درآ کز يک نظر جان تازه کردي که چون مي مجلس...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
دوست داري که دوستدار کشي
دوست داري که دوستدار کشي شاعر : خاقاني هر دلي را هزار بار کشي دوست داري که دوستدار کشي دم دهي پس به آشکار کشي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
تا لوح جفا درست کردي
تا لوح جفا درست کردي شاعر : خاقاني سر کيسه‌ي عهد سست کردي تا لوح جفا درست کردي بسيار جفاي چست کردي اي من سگ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ز دلت چه داد خواهم که نه داور مني
ز دلت چه داد خواهم که نه داور مني شاعر : خاقاني ز غمت چه شاد باشم که نه غم‌خور مني ز دلت چه داد خواهم که نه داور...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
خاک توام مرا چه خوري خون به دوستي
خاک توام مرا چه خوري خون به دوستي شاعر : خاقاني جان مني مرا مکش اکنون به دوستي خاک توام مرا چه خوري خون به دوستي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
دل نداند تو را چنان که توئي
دل نداند تو را چنان که توئي شاعر : خاقاني جان نگنجد در آن ميان که توئي دل نداند تو را چنان که توئي مي‌دود پيش...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
بانگ آمد از قنينه کباد بر خرابي
بانگ آمد از قنينه کباد بر خرابي شاعر : خاقاني درياب کار عشرت گر مرد کار آبي بانگ آمد از قنينه کباد بر خرابي ساقي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
دلم که مرغ تو آمد به دام باز گرفتي
دلم که مرغ تو آمد به دام باز گرفتي شاعر : خاقاني نه خاک تو شدم از من چه گام باز گرفتي دلم که مرغ تو آمد به دام باز...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
به خرد راه عشق مي‌پوئي
به خرد راه عشق مي‌پوئي شاعر : خاقاني به چراغ آفتاب مي‌جوئي به خرد راه عشق مي‌پوئي وز معماي عشق مي‌گوئي تو...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
خود لطف بود چندان اي جان که تو داري
خود لطف بود چندان اي جان که تو داري شاعر : خاقاني دارند بتان لطف نه چندان که تو داري خود لطف بود چندان اي جان که...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
صيد توام فکندي و در خون گذاشتي
صيد توام فکندي و در خون گذاشتي شاعر : خاقاني صيدي ز خون و خاک چرا برنداشتي صيد توام فکندي و در خون گذاشتي در...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
به رخت چه چشم دارم که نظر دريغ داري
به رخت چه چشم دارم که نظر دريغ داري شاعر : خاقاني به رهت چه گوش دارم که خبر دريغ داري به رخت چه چشم دارم که نظر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
زين نيم جان که دارم جانان چه خواست گوئي
زين نيم جان که دارم جانان چه خواست گوئي شاعر : خاقاني کرد آنچه خواست با دل از جان چه خواست گوئي زين نيم جان که دارم...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
مرا روزي نپرسي کخر اي غم‌خوار من چوني
مرا روزي نپرسي کخر اي غم‌خوار من چوني شاعر : خاقاني دل بيمار تو چون است و تو در تيمار من چوني مرا روزي نپرسي کخر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390