خورد بر يک جايگه روزي بلال
خورد بر يک جايگه روزي بلال شاعر : عطار بر تن باريک صد چوب و دوال خورد بر يک جايگه روزي بلال هم چنان مي‌گفت احد...
شنبه، 6 فروردين 1390
گر علي بود و اگر صديق بود
گر علي بود و اگر صديق بود شاعر : عطار جان هر يک غرقه‌ي تحقيق بود گر علي بود و اگر صديق بود خفت آن شب بر فراشش...
شنبه، 6 فروردين 1390
زو يکي پرسيد کاي صاحب قبول
زو يکي پرسيد کاي صاحب قبول شاعر : عطار تو چه مي‌گويي ز ياران رسول زو يکي پرسيد کاي صاحب قبول کي توانم داد از...
شنبه، 6 فروردين 1390
سيد عالم بخواست از کردگار
سيد عالم بخواست از کردگار شاعر : عطار گفت کار امتم با من گذار سيد عالم بخواست از کردگار بر گناه امت من يک نفس...
شنبه، 6 فروردين 1390
مرحبا اي هدهد هادي شده
مرحبا اي هدهد هادي شده شاعر : عطار در حقيقت پيک هر وادي شده مرحبا اي هدهد هادي شده با سليمان منطق الطير تو خوش...
شنبه، 6 فروردين 1390
ابتداي کار سيمرغ اي عجب
ابتداي کار سيمرغ اي عجب شاعر : عطار جلوه‌گر بگذشت بر چين نيم شب ابتداي کار سيمرغ اي عجب لاجرم پر شورشد هر کشوري...
شنبه، 6 فروردين 1390
بلبل شيدا درآمد مست مست
بلبل شيدا درآمد مست مست شاعر : عطار وز کمال عشق نه نيست و نه هست بلبل شيدا درآمد مست مست زير هر معني جهاني راز...
شنبه، 6 فروردين 1390
شهرياري دختري چون ماه داشت
شهرياري دختري چون ماه داشت شاعر : عطار عالمي پر عاشق و گمراه داشت شهرياري دختري چون ماه داشت زانک چشم نيم خوابش...
شنبه، 6 فروردين 1390
طوطي آمد با دهان پر شکر
طوطي آمد با دهان پر شکر شاعر : عطار در لباس فستقي با طوق زر طوطي آمد با دهان پر شکر هر کجا سرسبزيي از پر او ...
شنبه، 6 فروردين 1390
بود آن ديوانه‌ي عالي مقام
بود آن ديوانه‌ي عالي مقام شاعر : عطار خضر با او گفت اي مرد تمام بود آن ديوانه‌ي عالي مقام گفت با تو برنيايد کار...
شنبه، 6 فروردين 1390
بعد از آن طاوس آمد زرنگار
بعد از آن طاوس آمد زرنگار شاعر : عطار نقش پرش صد چه بل که صد هزار بعد از آن طاوس آمد زرنگار هر پر او جلوه‌ي آغاز...
شنبه، 6 فروردين 1390
کرد شاگردي سال از اوستاد
کرد شاگردي سال از اوستاد شاعر : عطار کز بهشت آدم چرا بيرون فتاد کرد شاگردي سال از اوستاد چون به فردوسي فرو آورد...
شنبه، 6 فروردين 1390
بط به صد پاکي برون آمد ز آب
بط به صد پاکي برون آمد ز آب شاعر : عطار در ميان جمع با خير الثياب بط به صد پاکي برون آمد ز آب کس ز من يک پاک‌روتر...
شنبه، 6 فروردين 1390
کرد از ديوانه‌اي مردي سال
کرد از ديوانه‌اي مردي سال شاعر : عطار کين دو عالم چيست با چندين خيال کرد از ديوانه‌اي مردي سال قطره‌ي آبست نه...
شنبه، 6 فروردين 1390
کبک بس خرم خرامان در رسيد
کبک بس خرم خرامان در رسيد شاعر : عطار سرکش و سرمست از کان در رسيد کبک بس خرم خرامان در رسيد خون او از ديده در...
شنبه، 6 فروردين 1390
هيچ گوهر رانبود آن سروري
هيچ گوهر رانبود آن سروري شاعر : عطار کان سليمان داشت در انگشتري هيچ گوهر رانبود آن سروري و آن نگين خود بود سنگي...
شنبه، 6 فروردين 1390
پيش جمع آمد هماي سايه بخش
پيش جمع آمد هماي سايه بخش شاعر : عطار خسروان را ظل او سرمايه بخش پيش جمع آمد هماي سايه بخش کز همه در همت افزون...
شنبه، 6 فروردين 1390
پاک رايي بود بر راه صواب
پاک رايي بود بر راه صواب شاعر : عطار يک شبي محمود را ديد او به خواب پاک رايي بود بر راه صواب حال تو چونست در...
شنبه، 6 فروردين 1390
باز پيش جمع آمد سر فراز
باز پيش جمع آمد سر فراز شاعر : عطار کرد از سر معالي پرده باز باز پيش جمع آمد سر فراز لاف مي‌زد از کله داري خويش...
شنبه، 6 فروردين 1390
پادشاهي بود بس عالي گهر
پادشاهي بود بس عالي گهر شاعر : عطار گشت عاشق بر غلام سيم بر پادشاهي بود بس عالي گهر نه نشستي و نه آسودي دمي ...
شنبه، 6 فروردين 1390