زين پيش که از جهان پرغم
زين پيش که از جهان پرغم شاعر : عطار جستيم وفا نشد مسلم زين پيش که از جهان پرغم مي نوش به ياد ملکت جم چون ملکت...
شنبه، 6 فروردين 1390
اي بلبل خوشنوا فغان کن
اي بلبل خوشنوا فغان کن شاعر : عطار عيد است نواي عاشقان کن اي بلبل خوشنوا فغان کن ترک دل و برگ بوستان کن چون...
شنبه، 6 فروردين 1390
کي باشد ازين نشيب نمناک
کي باشد ازين نشيب نمناک شاعر : عطار دل خيمه‌ي جان زند برافلاک کي باشد ازين نشيب نمناک بفشاند روح دامن از خاک...
شنبه، 6 فروردين 1390
هرگز بود اي رفيق والا
هرگز بود اي رفيق والا شاعر : عطار وارسته تو از مني و از ما هرگز بود اي رفيق والا فارغ ز کشاکش تمنا من سايه...
شنبه، 6 فروردين 1390
شهري است وجود آدمي زاد
شهري است وجود آدمي زاد شاعر : عطار بر باد نهاده شهر بنياد شهري است وجود آدمي زاد چون باد گذشت خاک استاد باد...
شنبه، 6 فروردين 1390
اين خاک ز لطف نور برخاست
اين خاک ز لطف نور برخاست شاعر : عطار وانگاه روان شد از چپ و راست اين خاک ز لطف نور برخاست برتر ز ضمير و وهم داناست...
شنبه، 6 فروردين 1390
رفتند سران به بزم سلطان
رفتند سران به بزم سلطان شاعر : عطار ماندند جنيبه را به دربان رفتند سران به بزم سلطان بردند سفال را به خمدان ...
شنبه، 6 فروردين 1390
آن کيست بر آن سپهر اعظم
آن کيست بر آن سپهر اعظم شاعر : عطار وان کيست وراي هر دو عالم آن کيست بر آن سپهر اعظم وز آب درو بلاد احکم از...
شنبه، 6 فروردين 1390
ره برم شو زان که گم راه آمدم
ره برم شو زان که گم راه آمدم شاعر : عطار دولتم ده گرچه بي‌گاه آمدم ره برم شو زان که گم راه آمدم در تو گم گشت...
شنبه، 6 فروردين 1390
خورد عياري بدان دل‌خسته باز
خورد عياري بدان دل‌خسته باز شاعر : عطار با وثاقش برد دستش بسته باز خورد عياري بدان دل‌خسته باز پاره‌ي نان داد...
شنبه، 6 فروردين 1390
خواجه‌ي دنيا و دين گنج وفا
خواجه‌ي دنيا و دين گنج وفا شاعر : عطار صدر و بدر هر دو عالم مصطفي خواجه‌ي دنيا و دين گنج وفا نور عالم رحمة للعالمين...
شنبه، 6 فروردين 1390
اي وراي وصف و ادراک آمده
اي وراي وصف و ادراک آمده شاعر : عطار از صفات واصفان پاک آمده اي وراي وصف و ادراک آمده لاجرم هستيم خاک خاک تو...
شنبه، 6 فروردين 1390
خواجه‌ي اول که اول يار اوست
خواجه‌ي اول که اول يار اوست شاعر : عطار ثاني اثنين اذهما في الغار اوست خواجه‌ي اول که اول يار اوست در همه چيز...
شنبه، 6 فروردين 1390
خواجه‌ي شرع آفتاب جمع دين
خواجه‌ي شرع آفتاب جمع دين شاعر : عطار ظل حق فاروق اعظم شمع دين خواجه‌ي شرع آفتاب جمع دين در فراست بوده بر وحيش...
شنبه، 6 فروردين 1390
خواجه‌ي سنت که نور مطلق است
خواجه‌ي سنت که نور مطلق است شاعر : عطار بل خداوند دو نور پر حق است خواجه‌ي سنت که نور مطلق است صدر دين عثمن عفان...
شنبه، 6 فروردين 1390
خواجه‌ي حق پيشواي راستين
خواجه‌ي حق پيشواي راستين شاعر : عطار کوه حلم و باب علم و قطب دين خواجه‌ي حق پيشواي راستين ابن عم مصطفا، شيرخداي...
شنبه، 6 فروردين 1390
او نمرد از زهر و تو از قهر او
او نمرد از زهر و تو از قهر او شاعر : عطار چند ميري گر نخوردي زهر او او نمرد از زهر و تو از قهر او از خلافت خواجگي...
شنبه، 6 فروردين 1390
چون عمر پيش اويس آمد به جوش
چون عمر پيش اويس آمد به جوش شاعر : عطار گفت افکندم خلافت در فروش چون عمر پيش اويس آمد به جوش مي‌فروشم گر به ديناري...
شنبه، 6 فروردين 1390
چونک آن بدبخت آخر از قضا
چونک آن بدبخت آخر از قضا شاعر : عطار ناگهان آن زخم زد بر مرتضا چونک آن بدبخت آخر از قضا مرتضا گفتا که خون ريزم...
شنبه، 6 فروردين 1390
مصطفا جايي فرود آمد به راه
مصطفا جايي فرود آمد به راه شاعر : عطار گفت آب آرند لشگر را ز چاه مصطفا جايي فرود آمد به راه گفت پر خونست چاه...
شنبه، 6 فروردين 1390