اي جلالت فرش عزت جاودان انداخته
اي جلالت فرش عزت جاودان انداخته شاعر : فخرالدين عراقي گوي در ميدان وحدت کامران انداخته اي جلالت فرش عزت جاودان انداخته...
شنبه، 6 فروردين 1390
اي جلالت فرش عزت جاودان انداخته
اي جلالت فرش عزت جاودان انداخته شاعر : فخرالدين عراقي عکس نورت تابشي بر کن فکان انداخته اي جلالت فرش عزت جاودان...
شنبه، 6 فروردين 1390
منم ز عشق سر از عرش برتر آورده
منم ز عشق سر از عرش برتر آورده شاعر : فخرالدين عراقي به زير پاي سر نه فلک درآورده منم ز عشق سر از عرش برتر آورده...
شنبه، 6 فروردين 1390
بر در قرب تو چگونه بود
بر در قرب تو چگونه بود شاعر : فخرالدين عراقي مرغکي پر شکسته بال شده؟ بر در قرب تو چگونه بود اي درت جمله را مل...
شنبه، 6 فروردين 1390
که برد از من بي‌دل بر جانان خبري؟
که برد از من بي‌دل بر جانان خبري؟ شاعر : فخرالدين عراقي يا که آرد ز نسيم سر کويش اثري؟ که برد از من بي‌دل بر جانان...
شنبه، 6 فروردين 1390
دلا در بزم عشق يار، هان، تا جان برافشاني
دلا در بزم عشق يار، هان، تا جان برافشاني شاعر : فخرالدين عراقي که با خود در چنان خلوت نگنجي، گر همه جاني دلا در...
شنبه، 6 فروردين 1390
اي باد برو، اگر تواني
اي باد برو، اگر تواني شاعر : فخرالدين عراقي برخيز سبک، مکن گراني اي باد برو، اگر تواني درياب حيات جاوداني ...
شنبه، 6 فروردين 1390
اي زده خيمه‌ي حدوث و قدم
اي زده خيمه‌ي حدوث و قدم شاعر : فخرالدين عراقي در سراپرده‌ي وجود و عدم اي زده خيمه‌ي حدوث و قدم هم تويي راز خويش...
شنبه، 6 فروردين 1390
طاب روح‌النسيم بالاسحار
طاب روح‌النسيم بالاسحار شاعر : فخرالدين عراقي اين دورالنديم بالانوار طاب روح‌النسيم بالاسحار نيم مستيم کو کرشمه‌ي...
شنبه، 6 فروردين 1390
در جام جهان‌نماي اول
در جام جهان‌نماي اول شاعر : فخرالدين عراقي شد نقش همه جهان مشکل در جام جهان‌نماي اول گشت اين همه نقش‌ها ممثل...
شنبه، 6 فروردين 1390
ساقي، بده آب زندگاني
ساقي، بده آب زندگاني شاعر : فخرالدين عراقي اکسير حيات جاوداني ساقي، بده آب زندگاني بي‌آب حيات زندگاني مي ده،...
شنبه، 6 فروردين 1390
عشق ار به تو رخ عيان نمايد
عشق ار به تو رخ عيان نمايد شاعر : فخرالدين عراقي در آينه‌ي جهان نمايد عشق ار به تو رخ عيان نمايد هر دم به تو...
شنبه، 6 فروردين 1390
چون شمع شد وجود من از شمع تفرقه
چون شمع شد وجود من از شمع تفرقه شاعر : فخرالدين عراقي مطلق بود وجود من، ار چه معينم چون شمع شد وجود من از شمع تفرقه...
شنبه، 6 فروردين 1390
خاطر عاشقي چگونه بود
خاطر عاشقي چگونه بود شاعر : فخرالدين عراقي هم دل از دست رفته، هم دلدار؟ خاطر عاشقي چگونه بود مرهمم نيست جز غم...
شنبه، 6 فروردين 1390
درياب، که خسته بي‌سکون افتاده است
درياب، که خسته بي‌سکون افتاده است شاعر : فخرالدين عراقي شايد که بپرسي و دلم شاد کني درياب، که خسته بي‌سکون افتاده...
شنبه، 6 فروردين 1390
هان! راز دل خسته‌ي ما فاش مکن
هان! راز دل خسته‌ي ما فاش مکن شاعر : فخرالدين عراقي با يار عزيز خويش پرخاش مکن هان! راز دل خسته‌ي ما فاش مکن ...
شنبه، 6 فروردين 1390
ميان يک دله ياران بسي حکايت‌هاست
ميان يک دله ياران بسي حکايت‌هاست شاعر : فخرالدين عراقي که آن سخن به زبان قلم نيايد راست ميان يک دله ياران بسي حکايت‌هاست...
شنبه، 6 فروردين 1390
اي رند قلندر کيش،مي نوش ز کس منديش
اي رند قلندر کيش،مي نوش ز کس منديش شاعر : فخرالدين عراقي انگار همه کم بيش،زيرا که دل درويش اي رند قلندر کيش،مي نوش...
شنبه، 6 فروردين 1390
هر که جان دارد و روان دارد
هر که جان دارد و روان دارد شاعر : فخرالدين عراقي واجب است آنکه درد جان دارد هر که جان دارد و روان دارد صمد لم...
شنبه، 6 فروردين 1390
مبدا امر جوهر انسان
مبدا امر جوهر انسان شاعر : فخرالدين عراقي قابل علم کرد در پي آن مبدا امر جوهر انسان که بدان نيک را ز بد بگزيد...
شنبه، 6 فروردين 1390