از هر صدا نبازم، چون کوه‌ي لنگر خويش
از هر صدا نبازم، چون کوه‌ي لنگر خويش شاعر : صائب تبريزي بحر گران وقارم، در پاس گوهر خويش از هر صدا نبازم، چون کوه‌ي...
شنبه، 6 فروردين 1390
سيراب در محيط شدم ز آبروي خويش
سيراب در محيط شدم ز آبروي خويش شاعر : صائب تبريزي در پاي خم ز دست ندادم سبوي خويش سيراب در محيط شدم ز آبروي خويش...
شنبه، 6 فروردين 1390
در کشاکش از زبان آتشين بودم چو شمع
در کشاکش از زبان آتشين بودم چو شمع شاعر : صائب تبريزي تا نپيوستم به خاموشي نياسودم چو شمع در کشاکش از زبان آتشين...
شنبه، 6 فروردين 1390
تا چند گرد کعبه بگردم به بوي دل؟
تا چند گرد کعبه بگردم به بوي دل؟ شاعر : صائب تبريزي تا کي به سينه سنگ زنم ز آرزوي دل؟ تا چند گرد کعبه بگردم به بوي...
شنبه، 6 فروردين 1390
رفتي و در رکاب تو رفت آبروي گل
رفتي و در رکاب تو رفت آبروي گل شاعر : صائب تبريزي چون سايه در قفاي تو افتاد بوي گل رفتي و در رکاب تو رفت آبروي گل...
شنبه، 6 فروردين 1390
روزگاري شد ز چشم اعتبار افتاده‌ام
روزگاري شد ز چشم اعتبار افتاده‌ام شاعر : صائب تبريزي چون نگاه آشنا از چشم يار افتاده‌ام روزگاري شد ز چشم اعتبار...
شنبه، 6 فروردين 1390
در نمود نقشها بي‌اختيار افتاده‌ام
در نمود نقشها بي‌اختيار افتاده‌ام شاعر : صائب تبريزي مهره‌ي مومم به دست روزگار افتاده‌ام در نمود نقشها بي‌اختيار...
شنبه، 6 فروردين 1390
از جنون اين عالم بيگانه را گم کرده‌ام
از جنون اين عالم بيگانه را گم کرده‌ام شاعر : صائب تبريزي آسمان سيرم، زمين خانه را گم کرده‌ام از جنون اين عالم بيگانه...
شنبه، 6 فروردين 1390
ماه مصرم، در حجاب چاه کنعان مانده‌ام
ماه مصرم، در حجاب چاه کنعان مانده‌ام شاعر : صائب تبريزي شمع خورشيدم، نهان در زير دامان مانده‌ام ماه مصرم، در حجاب...
شنبه، 6 فروردين 1390
شهري عشقم، چو مجنون در بيابان نيستم
شهري عشقم، چو مجنون در بيابان نيستم شاعر : صائب تبريزي اخگر دل‌زنده‌ام، محتاج دامان نيستم شهري عشقم، چو مجنون در...
شنبه، 6 فروردين 1390
از سر کوي تو گر عزم سفر مي‌داشتم
از سر کوي تو گر عزم سفر مي‌داشتم شاعر : صائب تبريزي مي‌زدم بر بخت خود پايي که برمي‌داشتم از سر کوي تو گر عزم سفر...
شنبه، 6 فروردين 1390
نه آن جنسم که در قحط خريدار از بها افتم
نه آن جنسم که در قحط خريدار از بها افتم شاعر : صائب تبريزي همان خورشيد تابانم اگر در زير پا افتم نه آن جنسم که در...
شنبه، 6 فروردين 1390
ترک سر کردم، ز جيب آسمان سر بر زدم
ترک سر کردم، ز جيب آسمان سر بر زدم شاعر : صائب تبريزي بي گره چون رشته گشتم، غوطه در گوهر زدم ترک سر کردم، ز جيب...
شنبه، 6 فروردين 1390
دست در دامن رنگين بهاري نزدم
دست در دامن رنگين بهاري نزدم شاعر : صائب تبريزي ناخني بر دل گلزار چو خاري نزدم دست در دامن رنگين بهاري نزدم که...
شنبه، 6 فروردين 1390
مکش ز حسرت تيغ خودم که تاب ندارم
مکش ز حسرت تيغ خودم که تاب ندارم شاعر : صائب تبريزي ز هيچ چشمه‌ي ديگر اميد آب ندارم مکش ز حسرت تيغ خودم که تاب ندارم...
شنبه، 6 فروردين 1390
نه چون بيد از تهيدستي درين گلزار مي‌لرزم
نه چون بيد از تهيدستي درين گلزار مي‌لرزم شاعر : صائب تبريزي که بر بي‌حاصلي مي‌لرزم و بسيار مي‌لرزم نه چون بيد از...
شنبه، 6 فروردين 1390
ز خال عنبرين افزون ز زلف يار مي‌ترسم
ز خال عنبرين افزون ز زلف يار مي‌ترسم شاعر : صائب تبريزي همه از مار و من از مهره‌ي اين مار مي‌ترسم ز خال عنبرين افزون...
شنبه، 6 فروردين 1390
از روي نرم، سرزنش خار مي‌کشم
از روي نرم، سرزنش خار مي‌کشم شاعر : صائب تبريزي چون گل ز حسن خلق خود آزار مي‌کشم از روي نرم، سرزنش خار مي‌کشم ...
شنبه، 6 فروردين 1390
با تجرد چون مسيح آزار سوزن مي‌کشم
با تجرد چون مسيح آزار سوزن مي‌کشم شاعر : صائب تبريزي مي‌کشد سر از گريبان ز آنچه دامن مي‌کشم با تجرد چون مسيح آزار...
شنبه، 6 فروردين 1390
به دامن مي‌دود اشکم، گريبان مي‌درد هوشم
به دامن مي‌دود اشکم، گريبان مي‌درد هوشم شاعر : صائب تبريزي نمي‌دانم چه مي‌گويد نسيم صبح در گوشم به دامن مي‌دود اشکم،...
شنبه، 6 فروردين 1390