مرا گفتي بگو چبود تفکر
مرا گفتي بگو چبود تفکر شاعر : شيخ محمود شبستري کز اين معني بماندم در تحير مرا گفتي بگو چبود تفکر به جزو اندر...
شنبه، 6 فروردين 1390
اگر خورشيد بر يک حال بودي
اگر خورشيد بر يک حال بودي شاعر : شيخ محمود شبستري شعاع او به يک منوال بودي اگر خورشيد بر يک حال بودي نبودي هيچ...
شنبه، 6 فروردين 1390
کدامين فکر ما را شرط راه است
کدامين فکر ما را شرط راه است شاعر : شيخ محمود شبستري چرا گه طاعت و گاهي گناه است کدامين فکر ما را شرط راه است ...
شنبه، 6 فروردين 1390
در آلا فکر کردن شرط راه است
در آلا فکر کردن شرط راه است شاعر : شيخ محمود شبستري ولي در ذات حق محض گناه است در آلا فکر کردن شرط راه است محال...
شنبه، 6 فروردين 1390
اگر خواهي که بيني چشمه‌ي خور
اگر خواهي که بيني چشمه‌ي خور شاعر : شيخ محمود شبستري تو را حاجت فتد با جسم ديگر اگر خواهي که بيني چشمه‌ي خور ...
شنبه، 6 فروردين 1390
تو از عالم همين لفظي شنيدي
تو از عالم همين لفظي شنيدي شاعر : شيخ محمود شبستري بيا برگو که از عالم چه ديدي تو از عالم همين لفظي شنيدي چه...
شنبه، 6 فروردين 1390
به نزد آنکه جانش در تجلي است
به نزد آنکه جانش در تجلي است شاعر : شيخ محمود شبستري همه عالم کتاب حق تعالي است به نزد آنکه جانش در تجلي است ...
شنبه، 6 فروردين 1390
حجاب جسم را از پيش جان بردار اي ساقي
حجاب جسم را از پيش جان بردار اي ساقي شاعر : صائب تبريزي مرا مگذار زير اين کهن ديوار اي ساقي حجاب جسم را از پيش جان...
شنبه، 6 فروردين 1390
به شکر اين که داري دست بر ميخانه اي ساقي
به شکر اين که داري دست بر ميخانه اي ساقي شاعر : صائب تبريزي مرا از دست غم بستان به يک پيمانه اي ساقي به شکر اين...
شنبه، 6 فروردين 1390
چشم خونبارست ابر نوبهار زندگي
چشم خونبارست ابر نوبهار زندگي شاعر : صائب تبريزي آه افسوس است سرو جويبار زندگي چشم خونبارست ابر نوبهار زندگي ...
شنبه، 6 فروردين 1390
زهي رويت بهار زندگاني
زهي رويت بهار زندگاني شاعر : صائب تبريزي به لعلت زنده، نام بي‌نشاني زهي رويت بهار زندگاني شود ارزان متاع سرگراني...
شنبه، 6 فروردين 1390
دايم ستيزه با دل افگار مي‌کني
دايم ستيزه با دل افگار مي‌کني شاعر : صائب تبريزي با لشکر شکسته چه پيکار مي‌کني؟ دايم ستيزه با دل افگار مي‌کني ...
شنبه، 6 فروردين 1390
ده در شود گشاده، شود بسته چون دري
ده در شود گشاده، شود بسته چون دري شاعر : صائب تبريزي انگشت ترجمان زبان است لال را ده در شود گشاده، شود بسته چون...
شنبه، 6 فروردين 1390
بيد مجنونيم در بستانسراي روزگار
بيد مجنونيم در بستانسراي روزگار شاعر : صائب تبريزي سر به پيش انداختن از شرم، بار ما بس است بيد مجنونيم در بستانسراي...
شنبه، 6 فروردين 1390
اميد دلگشاييم از ماه عيد نيست
اميد دلگشاييم از ماه عيد نيست شاعر : صائب تبريزي اين قفل بسته، گوش به زنگ کليد نيست اميد دلگشاييم از ماه عيد نيست...
شنبه، 6 فروردين 1390
به پيغامي مرا درياب اگر مکتوب نفرستي
به پيغامي مرا درياب اگر مکتوب نفرستي شاعر : صائب تبريزي که بلبل در قفس از بوي گل خشنود مي‌گردد به پيغامي مرا درياب...
شنبه، 6 فروردين 1390
شب آدينه باشد گوشه‌ي محراب روشنتر
شب آدينه باشد گوشه‌ي محراب روشنتر شاعر : صائب تبريزي فروغ عاريت بانور ذاتي برنمي‌آيد شب آدينه باشد گوشه‌ي محراب...
شنبه، 6 فروردين 1390
به پاي قافله رفتن ز من نمي‌آيد
به پاي قافله رفتن ز من نمي‌آيد شاعر : صائب تبريزي چو آفتاب به تنها روي برآمده‌ام به پاي قافله رفتن ز من نمي‌آيد...
شنبه، 6 فروردين 1390
دايم به روي دست دعا جلوه مي‌کني
دايم به روي دست دعا جلوه مي‌کني شاعر : صائب تبريزي هرگز نديده است کسي نقش پاي تو دايم به روي دست دعا جلوه مي‌کني...
شنبه، 6 فروردين 1390
چاه اين باديه از نقش قدم بيشترست
چاه اين باديه از نقش قدم بيشترست شاعر : صائب تبريزي بي‌چراغ دل آگاه به اين راه مرو چاه اين باديه از نقش قدم بيشترست...
شنبه، 6 فروردين 1390